و به اين ترتيب ، اين معلّم بزرگ و رهبر آسمانى مخاطبين خود را از خواب غفلت بيدار و آمادهء شنيدن سخنان حق مىكند و در ادامهء سخن آنها را متوجّهء مسئلهء مرگ و پايان عمر و بازگشت اعمال مىكند و مىفرمايد : « براى هر اجل و سرآمدى ، نوشتهاى مقرر شده ، و براى هر غيبتى ، بازگشتى ( عمر شما بىپايان مىپذيرد ، و اعمالتان در برابر شما ظاهر مىشود ) » . ( فلكلّ أجل كتاب ، و لكلّ غيبة إياب ) .
اشاره به اينكه : تصوّر نكنيد عمر شما بى پايان است و هميشه فرصت براى جبران خطاها وجود دارد و تصوّر نكنيد كه اعمال شما غائب و پنهان مىشود و هرگز به سوى شما باز نمىگردد ؛ مرگ حق است و پيمانههاى عمر ، محدود و اعمال انسانها نزد خداوند محفوظ است .
بنابر اين ، منظور از « غائبى كه باز مىگردد » ، يا اعمال انسانهاست و يا مرگ است ؛ همانگونه كه در خطبههاى ديگرى از نهج البلاغه نيز اين تعبير ديده مىشود ؛ امام عليه السّلام در پايان خطبهء 83 مردم را دعوت به توبه و اصلاح خويشتن ، قبل از فرا رسيدن مرگ مىكند و از آن تعبير به « قبل قدوم الغائب المنتظر » مىفرمايد . و شبيه اين معنا در خطبهء 64 نيز ديده مىشود . « 1 » سپس امام عليه السّلام در ادامهء سخن مىفرمايد : « حال كه چنين است ! به سخنان پيشواى الهى خود گوش فرا دهيد ، دلهاى خود را نزد او حاضر سازيد ، و هنگامى كه ( به خاطر احساس خطر ) به شما فرياد مىزند ، بيدار شويد » . ( فاستمعوا من ربّانيّكم ، و أحضروه قلوبكم ، و استيقظوا إن هتف « 2 » بكم ) .
هامش
( 1 ) بعضى از شارحان نهج البلاغه چون پيوند روشنى براى اين جمله و جملههاى قبل نديدهاند ، فرض را بر اين گرفتهاند كه اين جمله در كلام امام عليه السّلام از جملههاى قبل جدا بوده و مرحوم « سيّد رضى » به خاطر روش گزينشى ، از نقل قسمتهاى وسط صرف نظر كرده است ؛ در حالى كه معمول « سيّد رضى » اين چنين نيست كه جملههايى را بيندازد و جملههاى بعد را با ما قبل پيوند دهد ، بىآنكه اشارهاى به آن ( مثلا با كلمه « و منها » ) نداشته باشد و همانگونه كه ما در بالا گفتيم : پيوند معنوى اين جمله ، با جملههاى قبل كاملا قابل درك است .
( 2 ) « هتف » از مادّهء « هتاف » ( بر وزن حباب ) به معناى فرياد زدن است .