آرى ، اسلام وجود هر چيزى را در آثار آن مىبيند ؛ انسان زندهء بىاثر ، گويى در صف مردگان است و بينايان بىبصيرت ، گويى كورند و همچنين شنوندگان و گويندگان بىخاصيّت ، كران و لالان محسوب مىشوند . شبيه اين تعبير ، كرارا در آيات قرآن آمده است كه از افراد منافق و بىايمان به
« صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ »
« 1 » و يا مانند آن ، تعبير مىكند .
به اين ترتيب از مجموع كلام بالا چنين استفاده مىشود كه على عليه السّلام ياران خود را شديدا سرزنش مىكند كه چرا بعد از آشكار شدن باطن بنى اميّه و اهداف شوم حكومت آنها ، حركتى از شما ديده نمىشود و همچون افراد خواب و بىخبر ، كور و كر و لال از كنار فجايع بنى اميّه مىگذريد و نمىدانيد چه آيندهء تاريكى براى اسلام و مسلمين در پيش است .
نكته وجود بىخاصيّت ، همچون عدم است
معمولا وجود و عدم اشيا را با عينيّت آنها در خارج و عدم آن محاسبه مىكنند ؛ ولى در منطق قرآن مجيد و روايات اسلامى وجود و عدم اشيا با آثار آنها محاسبه مىشود . زندگان بىاثر ، در صف مردگانند و مردگان زنده ياد ، در صف زندگان . قرآن مجيد بارها روى اين مطلب تأكيد كرده است . گاه به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد :
« إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ »
؛ به يقين تو نمىتوانى سخنت را به گوش مردگان برسانى و نمىتوانى كران را هنگامى كه روى بر مىگردانند و پشت مىكنند فرا خوانى » . « 2 » مسلّم است كه منظور از مردگان و كران در اينجا افرادى هستند كه ظاهرا زنده و
هامش
( 1 ) سورهء بقره ، آيهء 171 .
( 2 ) سورهء نمل ، آيهء 80 .