تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
پويندگان آن هويدا گشته است . ( و به اين ترتيب ، امروز حجّت بر همه كس تمام شده است ) » . ( قد انجابت « 1 » السّرائر لأهل البصائر ، و وضحت محجّة الحقّ لخابطها ) . « 2 » و در ادامه مىافزايد : « رستاخيز ، نقاب را از چهره برداشته ، و نشانه‌هاى آن ، براى جستجوگران هوشيار آشكار گشته است » . ( و أسفرت « 3 » السّاعة عن وجهها ، و ظهرت العلامة لمتوسّمها ) . ممكن است منظور از ظهور علامات قيامت ، همان بعثت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله - كه خاتم انبيا و آخرين فرد از سلسلهء پيامبران خداست - و همچنين آشكار شدن فتنه‌ها در جهان اسلام و در صفحهء روى زمين ، بوده باشد و اين مطلب منافات با گذشتن هزار سال و بيشتر ، از آن زمان ندارد ؛ چرا كه در قياس با عمر دنيا ، اين مقدار از زمان ، مقدار كوتاهى است . در حديثى نيز از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىخوانيم : « بعثت أنا و السّاعة كهاتين - و ضمّ السّبّابة و الوسطى - ؛ بعثت من و قيامت همانند اين دو است - و اشاره به دو انگشت مبارك سبّابه و وسطاى خويش نمود - » « 4 » . بنابر اين ، با آشكار شدن اسرار درون و روشن شدن راه حق و نزديك شدن قيامت ، جاى اين است كه همهء غافلان از خواب غفلت بيدار شوند ! از گناهان خود به درگاه خدا توبه كنند و راه حق را پيش گيرند ؛ ولى با اين حال ، امام عليه السّلام از عدم
هامش
( 1 ) « إنجابت » از مادّهء « جوب » ( بر وزن قوم ) و « جوبه » ( بر وزن توبه ) به معناى قطع كردن و بريدن است و پاسخ كلام را از اين رو « جواب » مىگويند كه سؤال را قطع مىكند و به آن پايان مىدهد و هنگامى كه اين كلمه به باب انفعال مىرود ، به معناى انكشاف و آشكار شدن است و در خطبه بالا به همين معنا آمده است . ( 2 ) « خابط » از مادّهء « خبط » گاه به معناى ضرب شديد آمده و گاه به معناى راه سپردن بدون هدايت ، همچون كسى كه در شب بدون چراغ طىّ طريق مىكند و در خطبهء بالا معناى دوم منظور است . ( 3 ) « أسفرت » از مادّهء « سفور » به معناى باز كردن پوشش و كشف حجاب است و لذا به زنان بىحجاب « سافرات » گفته مىشود . و « مسافر » را از اين جهت « مسافر » گويند كه در حال عادّى در لابه‌لاى خانه‌ها و ديوارهاى شهر ناپيداست ؛ امّا به هنگامى كه گام به بيابان مىگذارد ، آشكار مىشود . ( 4 ) بسيارى از مفسّران شيعه و اهل سنّت حديث بالا را در تفسير آيهء 18 سورهء محمّد صلّى اللّه عليه و آله آورده‌اند .