مخصوص كسانى است كه داراى روح و ضمير باطن هستند و او چنين نيست ! » ( خلق الخلق من غير رويّة ، إذ كانت الرّويّات لا تليق إلّا بذوي الضّمائر « 1 » ، و ليس بذي ضمير في نفسه ) .
مىدانيم تمام مصنوعات انسانى بازگشت به تفكّر و برنامهريزى و نقشهكشىهاى قبلى مىكند و اين تفكّر و برنامهريزى نيز بازگشت به مخلوقات و مصنوعات جهان آفرينش دارد . يعنى هر چه انسان مىسازد ، شبيه و مانندى براى آن در جهان خلقت ديده ؛ و گاه اشكال مخلوقات گوناگون را به هم تركيب مىكند و از آن چيزى درست مىكند ؛ صنعت كشتى را از مرغان دريايى ، و هواپيما را از خلقت پرندگان ، و مراكب ديگر را از مراكب صحرايى آموخته است . بنابر اين ، اوّلا در مصنوعات خود نياز به انديشه و تفكّر دارد و ثانيا نياز به پيروى و تقليد و الگو گرفتن از موجودات اطراف خويش .
آن كس كه تمام افعالش ابداع است ، نه انديشهاى لازم دارد و نه الگويى ، تنها خداست .
امروز ثابت شده است كه تنها در روى كرهء زمين ميليونها نوع گياه و حيوان و حشره وجود دارد كه هنوز بسيارى از آنها كه در اعماق درياها و يا در قلب جنگلها و يا درون كويرهاى دور دست و يا مناطق قطبى زندگى مىكنند ، براى انسان كشف نشده است ؛ آفريدههايى با شگفتىهاى حيرتانگيز و طرز زندگى كاملا متفاوت و ساختمان و تركيببندى بسيار حساب شده . تمام اينها ، ابداعات الهى است و ابداع او يكى از دلايل وجود و علم و قدرت است .
گذشته از همهء اينها ، مصنوعات بشرى با گذشت قرنها و استفاده كردن از
هامش
( 1 ) « ضمائر » جمع « ضمير » از مادّهء « ضمور » ( بر وزن قبول ) گرفته شده ، كه در اصل به معناى لاغر و باريك شدن است و از آنجا كه اسرار درون انسان نيز باريك و دقيق است ، واژهء ضمير به باطن انسان اطلاق شده است .