تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
در اينجا ميان « شارحان نهج البلاغه » سؤالى مطرح شده ، سؤالى كه به ذهن هر خوانندهء دقيقى مىآيد و آن اين كه : چگونه امام عليه السّلام نهى از منكر را مشروط به خوددارى شخص خود نهى كنندهء از منكرات شمرده و فرموده : « فإنّما أمرتم بالنّهى بعد التّناهي ! » . « ابن ابى الحديد » در پاسخ اين اشكال مىگويد : « منظور اين نيست كه نهى از منكر مشروط به خوددارى شخص نهى كننده باشد ؛ بلكه منظور اين است كه من نخست شما را به خوددارى از منكرات امر كردم و سپس نهى كردن ديگران » . « 1 » مرحوم « شارح خويى » اين پاسخ را نوعى تكلّف شمرده ، سپس افزوده : « بهتر اين است كه در پاسخ اين سؤال گفته شود ، امام عليه السّلام در ابتدا هر دو را واجب شمرده ( بىآنكه هيچ كدام مشروط به ديگرى باشد ) و جملهء اخير اشاره به اين است كه وجوب خويشتن دارى از منكرات و موكّدتر از وجوب نهى از منكر است ! چرا كه اصلاح خويشتن ، مقدّم بر اصلاح ديگران است » . « 2 » ولى بهتر اين است كه گفته شود : خويشتن دارى از گناه ، شرط كمال نهى از منكر است ، نه شرط وجوب . زيرا ، به يقين انسان وقتى خود مرتكب گناهى شود و بخواهد ديگران را از آن نهى كند ، سخن او تأثير چندانى نخواهد داشت و اگر مردم جريان را بدانند او را مورد تمسخر قرار مىدهند و مىگويند :
ببرى مال مسلمان و چو مالت ببرند * بانك و فرياد بر آرى كه مسلمانى نيست !
لذا پيشوايان اسلام بر اين معنا تأكيد داشتند كه : ما شما را از هر كارى نهى مىكنيم ، نخست خودمان از آن پرهيز داريم . داستان نهى كردن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كودكى را از خرما معروف است ، كه در آن روز كه
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 7 ، صفحهء 170 . ( 2 ) شرح نهج البلاغهء مرحوم خويى ، جلد 7 ، صفحهء 251 .