سقوط خويش را بر دوش گرفته ، به هر سو مىبرند . و يكى از ناهنجارىها و بدبختىهاى آنان اين است كه براى توجيه افكار باطل خود به امور باطل ديگرى استناد مىكنند و به اين ترتيب ، روز به روز و لحظه به لحظه ، در گمراهى عميقترى فرو مىروند .
اينها نقطهء مقابل كسانى هستند كه در آغاز اين بخش ، به آنان اشاره شد : كسانى كه از چراغ هدايت رهروان راستين ، نور مىگيرند و از چشمههاى زلال علم آنها سيراب مىشوند .
سپس امام عليه السّلام در يك نتيجهگيرى مىفرمايد : « از ( نافرمانى ) خدا بپرهيزيد و شكايت خويش را نزد كسى كه نمىتواند مشكل شما را حل كند توان ندارد كه با فكر خود گره از كار شما بگشايد ، مبريد ! » ( فاللّه اللّه أن تشكوا إلى من لا يشكي شجوكم « 1 » ، و لا ينقض برأيه ما قد أبرم لكم ) .
اين جمله ممكن است اشاره به يكى از سرچشمههاى جهالت و گرفتارى در چنگال پندارهاى باطل باشد و آن ، مشورت نزد نااهلان بردن است ! كسانى كه از فكر سليم و رأى قاطع و آگاهى كافى براى حل مشكلات بىبهرهاند و مشورت كنندگان را همراه خود به وادى ضلالت مىكشانند .
اين احتمال نيز وجود دارد كه اشاره به مطلب تازهاى باشد و آن اينكه مردم فريب قدرتهاى كاذب و جبّار را كه جز به منافع خويش نمىانديشند ( همچون بنى اميّه ) نخورند و حلّ مشكلات خويش را از آنها نخواهند ، كه نه تنها مشكلى را حل نمىكنند ، بلكه در بسيارى از اوقات بر مشكلات نيز مىافزايند .
هامش
( 1 ) « شجو » به معناى غم و اندوه است . ( اين واژه ، هم معناى مصدرى دارد ، هم اسم مصدرى ) .