شرح و تفسير دست از دامن رهبر الهى خود بر نداريد
در اين بخش از خطبه ، امام عليه السّلام به پند و اندرز مردم پرداخته و با مواعظ شايسته و نكات پر معنا ، آنها را اندرز مىدهد و در آغاز براى آماده ساختن روح و جان آنها مىفرمايد : « اى مردم ! چراغ دل خود را از شعلهء ( پر فروغ فكر ) واعظ با عمل ، روشن سازيد و ظرف وجود خويش را از آب زلال چشمهاى كه از آلودگىها پاك است پر كنيد ! » ( أيّها النّاس ، استصبحوا من شعلة مصباح واعظ متّعظ ، و امتاحوا « 1 » من صفو عين قد روّقت « 2 » من الكدر ) .
همانگونه كه چراغهاى پر نور ، مسير انسان را در تاريكىها روشن مىسازد و از سقوط در پرتگاه ، يا رفتن به بىراهه حفظ مىكند ؛ بهرهگيرى از اندرزهاى « واعظ متّعظ » نيز ، در سير و سلوك معنوى و فكرى و اخلاقى ، انسان را از انحرافات عقيدتى و اخلاقى نگاه مىدارد و همانگونه كه آب صاف و خالى از هر گونه كدورت و آلودگى ، مايهء حيات جسم انسان و همهء موجودات زنده است ؛ اندرزهاى شايستهء رهروان راه حق ، مايهء حيات جان و روح آدمى است .
روشن است كه منظور از اين چراغ هدايت و چشمهء آب حيات ، وجود خود امام عليه السّلام است كه مردم حق شناس مىبايست تا زمانى كه دست رسى دارند نهايت استفاده را از آن حضرت بكنند : افسوس و صد افسوس ! كه نكردند و ما امروز بر سر سفرهء هدايت او نشستهايم و از گوشهاى از كلمات آن حضرت كه به ما رسيده است ، چراغ دل را روشن مىسازيم و از چشمهء زلالش سيراب مىشويم .
در ادامهء اين سخن ، بندگان خدا را به طور عام مخاطب قرار داده و از تكيه بر
هامش
( 1 ) « امتاحوا » از مادّهء « متح » به معناى بالا كشيدن دلو ، از چاه آب است .
( 2 ) « روّقت » از مادّهء « روق » ( بر وزن فوق ) به معناى صاف بودن است و هنگامى كه به باب تفعيل برده مىشود ، به معناى تصفيه كردن مىآيد و « روّقت » به صورت فعل مجهول به معناى تصفيه شده است .