به علاوه قاعدهء لطف ايجاب مىكند ، كه هر امّتى رسول و فرستادهء الهى داشته باشد .
در پاسخ مىگوييم ، منظور از آيه و خطبهء بالا ، انذار كنندگان آشكار و پيامبران بزرگ است ، كه آوازهء آنها همه جا بپيچد ، و گر نه در هر زمانى حجّت الهى ، براى طالبان حقّ در ميان امّتها وجود دارد ؛ به همين دليل ، زمان ميان بعثت حضرت مسيح و بعثت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله را زمان « فترت » مىگويند ؛ حال آنكه به يقين اوصياى مسيح بعد از او ، وجود داشتند .
اضافه بر اين ، در زمان قيام پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله - كه خطبهء بالا ناظر به آن است - احدى از عرب ، ادّعاى نبوّت وحى و كتاب آسمانى نداشت .
2 - قدرت در سايهء دين
از تعبيرات امام عليه السّلام در اين فراز از خطبهء بالا به خوبى استفاده مىشود كه ظهور اسلام ، نه تنها سبب اصلاح امر دين مردم شد ، بلكه مشكلات دنياى آنها نيز بر طرف گشت . ملّتى نيرومند و حكومتى قوى در سايهء اين آيين به وجود آمد ، كه ساليان دراز ، سايهء خود را بر سر مردم افكنده بود ؛ و اگر اين حكومت از مسير اسلام منحرف نمىگشت ، اى بسا جاودانه باقى مىماند .
اضافه بر اين ، در سايهء تعليمات اسلام ، تمدّنى قوى و نيرومند با فرهنگى غنى و گسترده به وجود آمد ، كه فصل نوينى در تاريخ بشريّت گشود .
اينها همه دليل بر آن است كه پيروى از برنامههاى اسلام ، هم ضامن سلامت دين انسان و هم آبادى دنياى انسان است .
تعبيرهاى چهارگانهاى كه در پايان فراز بالا آمده ، گواه بر اين مدّعاست . امام عليه السّلام