دربارهء گروه اوّل مىفرمايد : « پيامبر صلى اللّه عليه و آله به كمك كسانى كه وى را اطاعت كردند به مبارزه با عصيانگران برخاست ! آنها را به سوى سر منزل نجات سوق مىداد و پيش از آن كه مرگشان فرا رسد ، به سرعت ( در مسير هدايت ) پيش مىبرد ! » ( فقاتل به من أطاعه من عصاه ، يسوقهم إلى منجاتهم ، و يبادر بهم السّاعة أن تنزل بهم ) .
تعبير به « ألسّاعة » در جملهء بالا ، اشاره به قيامت صغرى ، يعنى : مرگ است ، نه قيامت كبرى كه بعد از پايان جهان فرا مىرسد .
دربارهء گروه دوم مىفرمايد : « گروهى ناتوان و خسته ( در اين ميان ) بازماندند ، و شكسته حالان واماندند ، ولى او در كنار آنان مىايستاد ( و به هدايتشان اهتمام مىورزيد ، ) تا آنها را به مقصد برساند ! » . ( يحسر الحسير « 1 » ، و يقف الكسير ، فيقيم عليه حتّى يلحقه غايته ) .
و سرانجام به گروه سوم اشاره مىكند و مىفرمايد : « جز گمراهانى كه هيچ اميدى به هدايتشان نبود » . ( إلّا هالكا لا خير فيه ) .
در حديثى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىخوانيم كه فرمود : « آنچه خداوند مرا به آن مبعوث كرده از هدايت و علم ، همچون باران فراوانى است كه از آسمان به زمين فرو مىريزد ، بعضى از زمينها پاكيزه و آمادهء رويش گياه است ، آب را به خود جذب مىكند و گياهان فراوانى از آن مىرويد ؛ بعضى ديگر توان رويش گياه را ندارد ، ولى آب را در خود حفظ مىكند و مردم ( از طريق قناتها و چشمهها ) از آن آب بهره مىگيرند ، مىنوشند و كشت و زرع خود را آبيارى مىكنند ، ولى بعضى ديگر نه آمادگى براى پرورش گياه دارند ، نه نگهدارى آب ( و چيزى از آن عايد هيچ كس نمىشود ) .
كسانى كه از دانش بهره مىگيرند يا به ديگران تعليم مىدهند و كسانى كه اصلا
هامش
( 1 ) « حسير » ، از مادّهء « حسر » ( بر وزن حبس ) به معناى برهنه كردن و برداشتن پوشش از چيزى است . سپس به معناى خستگى و واماندگى به كار رفته ؛ گويى انسان توان خود را از دست مىدهد و برهنه مىشود .