زهد در دنيا كه سرچشمهء همهء نيكىها و فضايل است ، اشاره كرده ، مىفرمايد : « اى مردم ! به دنيا همچون زاهدان و بىاعتنايان نگاه كنيد ! » . ( أيّها النّاس ! انظروا إلى الدّنيا نظر الزّاهدين فيها ، الصّادفين « 1 » عنها ) .
مفهوم اين سخن آن نيست كه انسان ترك دنيا كند و به رهبانيّت رو آورد ؛ بلكه هدف ، عدم دلباختگى و ترك دنيا پرستى است ؛ چرا كه به روشنى ثابت شده است ، دلدادگى و دلباختگى در برابر مال و مقام و لذّات دنيا ، چشم و گوش انسان را كور و كر مىكند و به تمام گناهان آلوده مىسازد . همانگونه در حديث معروفى كه از پيامبر اكرم و ائمهء هدى نقل شده ، آمده است : « حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة ؛ محبّت و دلباختگى به دنيا ، سرچشمهء هر گناهى است » . « 2 » يك گناه به وضع دنيايى كه در آن زندگى مىكنيم ، به روشنى نشان مىدهد ، سرچشمهء جنگها و جنايتها و خونريزىها و آلودگىها ، عموما دنياپرستى است .
سپس امام عليه السّلام در عباراتى كوتاه ، دلايل شش گانهاى براى اثبات اين حقيقت بيان مىنمايد .
نخست مىگويد : « زيرا به خدا سوگند ! دنيا به زودى مقيمان و ساكنان خود را از ميان بر مىدارد » . ( فإنّها و اللّه عمّا قليل تزيل الثّاوي « 3 » السّاكن ) .
آرى ! هر كس - بدون استثنا - روزى بايد جهان را وداع گويد ؛ گروهى زودتر و
هامش
( 1 ) « صادف » از مادّهء « صدف » ( بر وزن حرف ) به معناى اعراض و روى گردانى از چيزى است .
( 2 ) اين حديث با تعبيرات مختلف از پيامبر اكرم ، امير مؤمنان ، امام صادق و حتّى انبياى پيشين عليهم السّلام نقل شده است . ( ميزان الحكمه ، جلد 2 ، حديث 5813 - 5823 ) در حديثى كه مرحوم كلينى در كافى از امام سجّاد عليه السّلام نقل كرده ، بعد از شرح سرچشمههاى گناه ، مىفرمايد : « فاجتمعن كلّهنّ فى حبّ الدّنيا . فقال الأنبياء و العلماء - بعد معرفة ذلك - : حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة ؛ تمام ريشههاى گناه در حب دنيا جمع است و به همين دليل انبيا و دانشمندان بعد از آگاهى بر اين موضوع گفتهاند : دنيا پرستى سرچشمه هر گناهى است ! » ( اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 131 ) .
( 3 ) « ثاوى » از مادّهء « ثواء » به معناى اقامت توأم با استقرار است .