در آن هنگام ، واى بر تو اى بصره ! از لشكرى كه به عنوان كيفر الهى بدون گرد و غبار و بى سر و صدا به تو حملهور مىشوند و به زودى ساكنانت به مرگ سرخ ، و گرسنگى شديدى كه رنگ چهره آنها را دگرگون مىسازد ، مبتلا خواهند شد .
شرح و تفسير به هوش باشيد ، فتنهها در پيش است !
در اين بخش از خطبه ، باز امام عليه السّلام به پيشگويى دقيق ديگرى پيرامون يكى ديگر از فتنههايى كه در انتظار مردم عراق است و كانون آن به خصوص بصره مىباشد ، اشاره مىكند ، شايد مردم با شنيدن آن ، آمادگى دفاع بيشترى پيدا كنند و ضايعات و تلفاتشان در اين فتنه كم شود و نيز از كيفر الهى كه گاه به صورت فتنهها ظاهر مىشود ، بترسند و راه راست را در پيش گيرند . مىفرمايد : « فتنههايى است همچون پارههاى شب تاريك ، كه هيچ كس نمىتواند در برابر آن بايستد و هيچ پرچمى از پرچمهاى آن به عقب رانده نمىشود ( و شكست ، دامن آنها را نمىگيرد ) » ( فتن كقطع « 1 » اللّيل المظلم ، لا تقوم لها قائمة ، و لا تردّ لها راية ) .
اشاره به اينكه ، گردانندگان اين فتنه بسيار قوى و زورمندند و حساب شده وارد ميدان مىشوند و فضاى جامعه را تيره و تار مىسازند .
در تكميل اين معنا مىافزايد : « اين فتنهها به سوى شما مىآيد ، همچون شترى مهار شده و جهاز بر پشت نهاده كه زمام دارش آن را مىكشاند و سوارش به سرعت آن را مىراند » . ( تأتيكم مزمومة « 2 » مرحولة « 3 » : يحفزها « 4 » قائدها ، و يجهدها راكبها ) .
هامش
( 1 ) « قطع » جمع « قطعه » است و اين تعبير در مورد شبهاى تاريك شايد به اين معنا است كه بعضى از بخشهاى شب مانند نيمه شب ، يا زمانى كه ماه در آسمان نيست ، فضا تاريكتر است و بعضى آن را به معناى قسمت عمدهء شب تفسير كردهاند .
( 2 ) « مزمومه » از مادّهء « زمام » به معناى حيوانى است كه به آن مهار زده باشند و تحت كنترل باشد .
( 3 ) « مرحوله » از مادّهء « رحل » به معناى جهاز شتر يا وسائل سفر است و در اينجا « مرحوله » به معناى شتر آماده و مهيّا است و كنايه از اين است كه فتنهگران با تمام امكانات به پا مىخيزند .
( 4 ) « يحفز » از مادّهء « حفز » ( بر وزن حبس ) به معناى تحريك كردن و برانگيختن و هول دادن است .