سپس مىافزايد : آنها در حالى در دادگاه عدل الهى حاضر مىشوند كه « عرق ( از سرو رويشان فرو مىريزد به گونهاى كه ) بر دهانشان لجام زده ، و لرزش زمين تمام اندامشان را مىلرزاند » . ( قد ألجمهم العرق ، و رجفت « 1 » بهم الأرض ) .
آيا اين عرق ريزان شديد ، به خاطر گرمى فضاى محشر است ، يا از شدّت شرمندگى و خجالت ، و يا هر دو ؟ ! و نيز لرزش زمين آيا به خاطر اعمال آنهاست ، يا طبيعت دادگاه عدل الهى اين چنين است ، تا همه به فكر خويش باشند و به آنچه انجام دادهاند بى كم و كاست اعتراف كنند ؟ ! هر چه باشد محيط رعبآور عجيبى است .
در آيات و روايات اسلامى نيز اشارات زيادى به عوامل و اسباب وحشتزاى روز محشر شده است . ( خداوند همهء ما را حفظ كند و در آن روز ، مشمول الطاف كريمانهاش قرار دهد ! ) .
بعضى از شارحان نهج البلاغه در اينجا - مانند بسيارى ديگر از موارد - اصرار دارند كه الفاظ بالا را كنايه از امور باطنى و روحانى بدانند ؛ در حالى كه هيچ نيازى به اين گونه تأويلها كه شاهد و قرينهاى ندارد ، نيست و اگر ما باب اين گونه تأويلات را در آيات و روايات بگشاييم ، باب « تفسير به رأى » گشوده مىشود و هر كس آنچه را تمايل به آن دارد ، از آيات و روايات مىفهمد و به شيوهء بعضى از روشنفكر نمايان « قرائتهاى جديد در آيات و روايات » شروع مىشود ، در اين صورت مسلّم است كه اصالت همهء متون مذهبى مخدوش مىگردد و چيزى براى استدلال بر مسايل عقيدتى و عملى باقى نمىماند .
امام عليه السّلام در پايان اين بخش ، به يكى ديگر از مشكلات عظيم صحنهء قيامت اشاره كرده ، مىفرمايد : « بهترين حال براى كسانى كه در عرصهء محشر حاضرند ، حال كسى
هامش
( 1 ) « رجف » از مادّهء « رجف » ( بر وزن ربط ) به معناى اضطراب و لرزهء شديد است و از آنجا كه اخبار فتنهانگيز ، مايهء اضطراب جامعه مىشود ، به آن « اراجيف » مىگويند .