امام عليه السّلام براى نشان دادن آمادگى فتنهگران از هر نظر ، فتنهء آنان را به شترى تشبيه مىكند كه افسار بر دهان و جهاز بر پشت دارد و كاملا تسليم كسى است كه سوار بر آن است و به تعبير ديگر : همه چيز ، براى پيشرفت فتنهگرىهاى آنها آماده است .
تا آن حد كه « اين فتنهگران ، جمعيّتى هستند كه ضربهء آنها بسيار شديد و تلفات آنان كم است » . ( أهلها قوم شديد كلبهم « 1 » ، قليل سلبهم « 2 » ) .
اين از ويژگىهاى كسانى است كه حساب شده و با تداركى كامل وارد ميدان مىشوند ، كه در ادامهء سخن با توجّه به تواريخ موجود ، اين گروه را خواهيم شناخت و خواهيم ديد اوصافى كه در بالا آمده ، بر آنها به خوبى تطبيق مىكند .
سپس امام عليه السّلام به نكتهء مهمّى اشاره مىفرمايد كه اين فتنه ، زياد دوام پيدا نمىكند ، بلكه خداوند فتنهگران را به دست جمعى از اولياى مجاهدش در هم مىپيچد ، مىفرمايد : « گروهى ( در برابر آنها به پا مىخيزند و ) در راه خدا با آنها نبرد مىكنند ( و فتنهگران را در هم مىشكنند ؛ ) آنها جمعيّتى هستند كه نزد متكبّران و گردنكشان خوارند ، در زمين گمنامند ، و در آسمانها معروف ! » . ( يجاهدهم في سبيل اللّه قوم أذلّة عند المتكبّرين ، في الأرض مجهولون ، و في السّماء معروفون ) .
اشاره به اينكه گروهى از اولياء اللّه كه مقام والايى در پيشگاه خدا دارند و در زمينهء جهاد في سبيل اللّه ، قوىّ و پيشتازند ، آتش اين فتنه را خاموش مىكنند . آنها كسانى هستند كه به خاطر عدم تظاهر و يا رياكارى و بىاعتنايى به دنيا ، نزد گردنكشان ، مقام و منزلتى ندارند و در ميان مردم ، گمنامند ؛ امّا فرشتگان آسمان -
هامش
( 1 ) « كلب » ( بر وزن طلب ) به معناى اذيّت و آزار است .
( 2 ) « سلب » ( بر وزن طلب ) در اين گونه موارد به معناى لباسى است كه در ميدان جنگ ، قاتل از مقتول بر مىدارد و در عبارت بالا كنايه از اين است كه تلفات فتنهگران بسيار كم است .