به اهتزاز در مىآيد و ( دشمنانش ) همچون شب تار ، و درياى متلاطم روى مىآورند .
چه طوفانهاى سختى شهر كوفه را مىشكافد ! و چه تندبادهايى كه بر آن مىگذرد و به زودى گروههاى مختلف به جان هم مىافتند ؛ آنان كه سرپا هستند درو مىشوند و آنها كه از پا افتادهاند ، لگد مال مىگردند ! .
شرح و تفسير فتنهء حاكمان شام و سرانجام دردناكشان
امام عليه السّلام در اين بخش - كه در واقع بخش اصلى خطبه است - از روى حوادث وحشتناكى كه در آينده در انتظار مردم عراق خواهد بود ، پرده بر مىدارد و با دقّت هر چه تمامتر ، جزئيّات بعضى از اين حوادث دردناك را تشريح مىكند تا شايد مردم آماده شوند و با هوشيارى بتوانند ضايعات آن را به حداقل برسانند . مىفرمايد :
« گويا مىبينم شخصى بسيار گمراه و گمراه كننده بر مردم شام مسلط شده ، و همچون حيوانات بر آنها بانگ مىزند و ( آن قدر پيشروى مىكند كه ) پرچمهاى خويش را در اطراف كوفه نصب مىنمايد ! » ( لكأنّي أنظر إلى ضلّيل « 1 » قد نعق « 2 » بالشّام ، و فحص « 3 » براياته في ضواحي كوفان « 4 » ) .
سپس در توضيح بيشترى پيرامون اين فاجعهء بزرگ مىافزايد : « هنگامى كه او دهن باز مىكند ، و طغيانش به اوج مىرسد ، و جاى پايش در زمين محكم مىگردد فتنه ، فرزندان خود را با دندانهاى خويش مىگزد ، و امواج جنگ به حركت در
هامش
( 1 ) « ضلّيل » از مادّهء « ضلال » به معناى گمراهى گرفته شده ، و به معناى كسى است كه بسيار گمراه است و طبعا ، هم گمراه است و هم گمراه كننده .
( 2 ) « نعق » از مادّهء « نعق » ( بر وزن نعل ) در اصل به معناى صداى كلاغ است ؛ سپس به صداهايى كه براى حركت حيوانات و امر و نهى آنها گفته مىشود ، اطلاق شده و تعبير بالا اشاره به آن است كه بنى اميّه گروهى از مردم شام را تحميق كرده بودند و همچون حيوانات به هر جا مىخواستند ، مىبردند .
( 3 ) « فحص » از مادّهء « فحص » به معناى بحث و جستجو است .
( 4 ) « كوفان » به معناى كوفه است و در اصل به معناى تپه شنهاى دايره مانند و سرخ رنگ است .