بسترها ، يا بيمارستانها خفتهاند و آنها كه در اطاقهاى عمل تحت سختترين جرّاحىها قرار دارند .
آنها كه تمام زندگى خود را در حوادث ناگهانى ، يا ورشكستگىهاى تجارى به كلّى از دست دادهاند ، آنها كه يك روز ، عزيزترين مردم بودند و الان ذليلترين آنها هستند ؛ همهء اينها ، نشانههاى ناپايدارى و بىوفايى دنيا است .
آيا دنيايى كه اين همه صحنههاى دردناك در هر زمان و هر مكان آن ديده مىشود ، فريبنده است ؟
لذا امير مؤمنان على عليه السّلام در « كلمات قصار » به كسى كه از فريبندگى دنيا مىگفت فرمود : « اى كسى كه دنيا را مذمّت مىكنى و گمان مىكنى فريبنده است ؛ كجاى دنيا فريبنده است ؟ آيا قبرهاى پدرانت در دل خاك ، يا خوابگاه مادرانت در زير زمين تو را فريب داده ؟ فراموش كردهايد كه بارها در كنار بستر بيماران نشسته بوديد و شفاى آنها را طلب مىكرديد و از طبيبان براى آنها دارو طلب نمىنموديد ؟ در آن لحظاتى كه نه دارو براى آنها اثرى داشت و نه گريهء تو داراى فايده بود . . . دنيا خود را با اين وضع براى تو مجسّم ساخته و با قربانگاههاى ديگران ، قربانگاه تو را نشان داده است » . « 1 » چه زيبا است كه دنيا در روايات اسلامى به مار خوش خط و خال تشبيه شده . « 2 » چه كسى فريب مار خوش خط و خال را مىخورد ، جز كودكان ، به يقين انسانها از مار مىگريزند ، چه خوش خط و خال باشد ، يا نه و به گفتهء شاعر نكتهدان :
زندگى نقطهء مرموزى نيست * غير تبديل شب و روزى نيست
تلخ و شورى كه به نام « عمر » است * راستى آش دهن سوزى نيست !
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، كلمات قصار ، شمارهء 131 .
( 2 ) همان مدرك ، شمارهء 119 .