بخش سوم
أو ليس لكم في آثار الأوّلين مزدجر ، و في آبائكم الماضين تبصرة و معتبر ، إن كنتم تعقلون ! أو لم تروا إلى الماضين منكم لا يرجعون ، و إلى الخلف الباقين لا يبقون ! أو لستم ترون أهل الدّنيا يصبحون و يمسون على أحوال شتّى : فميّت يبكى ، و آخر يعزّى ، و صريع مبتلى ، و عائد يعود ، و آخر بنفسه يجود ، و طالب للدّنيا و الموت يطلبه ، و غافل و ليس بمغفول عنه ؛ و على أثر الماضي ما يمضي الباقي !
ترجمه
آيا اگر درست بينديشيد براى شما در آثار پيشينيان عامل باز دارندهاى نيست ؟ و در نياكان گذشتهء شما وسيلهء بينايى و عبرت وجود ندارد ؟ آيا نمىدانيد كه گذشتگانتان باز نمىگردند و بازماندگان شما باقى نمىمانند ؟ ! آيا اهل دنيا را مشاهده نمىكنيد كه صبح و شام حالات گوناگونى دارند : يكى مىميرد ، و بر او مىگريند ، و ديگرى مىماند و به او تسليت مىگويند ؛ يكى در بستر بيمارى افتاده ، و ديگرى به عيادت او مىرود ، و يكى ديگر ، در حال جان كندن است . يكى به دنبال دنيا مىرود ، در حالى كه مرگ در پى او در حركت است ؛ ديگرى در عالم غفلت فرو رفته ، در حالى كه مرگ از او غافل نيست ( آرى ! ) بدين گونه ، بازماندگان به دنبال گذشتگان در حركتند !