شرح و تفسير صحنههاى عبرتانگيز دنيا !
امام عليه السّلام اين معلّم بزرگ جهان انسانيّت ، براى بيدار ساختن ارواح خفته ، به دنبال بحثهاى بيدارگر گذشته در زمينه ناپايدارى دنيا ، در اين فراز چنين مىافزايد : « ( به گذشتهء تاريخ باز گرديد ) ، آيا اگر درست بينديشيد براى شما در آثار پيشينيان عامل بازدارندهاى نيست ، و در نياكان گذشتهء شما وسيلهء بينايى و عبرت وجود ندارد ؟ ! » ( أو ليس لكم في آثار الأوّلين مزدجر « 1 » ، و في آبائكم الماضين تبصرة و معتبر ، إن كنتم تعقلون ! ) .
در توضيح اين سخن مىفرمايد : « آيا نمىدانيد كه گذشتگانتان باز نمىگردند و بازماندگان باقى نمىمانند ؟ ! » . ( أولم تروا إلى الماضين منكم لا يرجعون ، و إلى الخلف الباقين لا يبقون ) .
اشاره به اينكه قانون مرگ و فنا قانونى است فراگير و شامل ، كه هيچ گونه استثنايى نمىپذيرد . آنها كه رفتند باز نمىآيند و آنها كه هستند ، به دنبال آنها در حركتند و همه در اين قافله شركت دارند . با اين تفاوت كه بعضى در صفوف مقدّماند و بعضى در صفوف مؤخّر ؛ همانگونه كه امام در جاى ديگر - هنگامى كه ارواح خفتگان در خاك را در پشت دروازهء كوفه مخاطب مىسازد - مىگويد : « أنتم لنا فرط سابق ، و نحن لكم تبع لاحق ؛ شما پيشگامان اين قافله بوديد و ما دنبالهرو و تابع شما » . « 2 » باز در شرح اين سخن ، به تحليل دقيقتر و گوياترى پرداخته و حال مردم دنيا را كه در چنگال حوادث گوناگون گرفتارند ، در يك تقسيمبندى هفتگانه چنين بيان مىكند . مىفرمايد : « آيا اهل دنيا را مشاهده نمىكنيد ! كه صبح و شام حالات
هامش
( 1 ) « مزدجر » از مادّهء « زجر » به معناى عامل بازدارنده است و « زجر » در اصل به معناى دور ساختن و طرد كردن با صداى بلند است و « مزدجر » در جملهء فوق ، مصدر ميمى به معناى اسم فاعل است .
( 2 ) كلمات قصار ، شمارهء 130 .