و اللّه لا يزالون حتّى لا يدعوا للّه محرّما إلّا استحلّوه ، و لا عقدا إلّا حلّوه ، و حتّى لا يبقى بيت مدر و لا و بر إلّا دخله ظلمهم و نبا به سوء رعيهم ، و حتّى يقوم الباكيان يبكيان : باك يبكي لدينه ، و باك يبكي لدنياه ، و حتّى تكون نصرة أحدكم من أحدهم كنصرة العبد من سيّده ، إذا شهد أطاعه ، و إذا غاب اغتابه ، و حتّى يكون أعظمكم فيها عناء أحسنكم باللّه ظنّا ، فإن أتاكم اللّه بعافية فاقبلوا ، و إن ابتليتم فاصبروا ، ف
« إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ »
.
ترجمه
به خدا سوگند ! آنها ( بنى اميّه ) همچنان به حكومت خود ادامه مىدهند ، تا آنجا كه حرامى را باقى نمىگذارند ، مگر آن كه حلال بشمارند و پيمانى ( از پيمانهاى الهى و مردمى ) نمىماند مگر اين كه آن را مىشكنند . خانه و خيمهاى باقى نمىماند ، مگر اينكه ظلم و ستمشان در آن راه مىيابد ، و فساد و سوء تدبيرشان مردم را از خانههاى خويش فرارى مىدهد . كار حكومت آنها بدانجا مىرسد كه مردم دو گروه مىشوند و هر دو گروه گريانند : گروهى براى دينشان ، و گروهى براى دنيايشان ! كار به قدرى سخت مىشود كه شما همچون بردهاى خواهيد بود كه به يارى ارباب ( ظالم و ستمگرش ) برمىخيزد ؛ در حضور او ناگزير از اطاعت است و در غياب از او بدگويى مىكند . اين حكومت ظالم و بيدادگر تا آنجا پيش مىرود كه هر كس به خدا اميدوارتر ( و نزديكتر ) است ، بيش از همه رنج و مصيبت مىبيند . ( در