تعبيرى از اين زيباتر و رساتر دربارهء جود و سخاى خداوند متعال و گسترش دامنهء نعمتهاى او پيدا نمىشود ، كه اگر تمام معادن و ذخاير گرانبهاى دنيا را كه در عمق كوهها و دل درياها و خزاين انسانها وجود دارد ، يك جا به يك نفر ببخشد ، سر سوزنى در گنجينهء مواهب او اثر نمىگذارد ! چرا كه با يك فرمان « كن » به مصداق « فيكون » هزاران هزار امثال آن در عرصهء هستى ظاهر مىشود و نيز به همين دليل است كه درخواستهاى مكرّر و اصرارهاى اصرار كنندگان ، او را به بخل وانمىدارد و در خشم و غضب فرو نمىبرد ؛ كسانى از تقاضاهاى مكرّر ناراحت مىشوند ، كه منابعشان محدود است و با بخشش كاستى مىگيرد و سرانجام پايان مىيابد و به همين دليل اگر دست حاجت مىبريم ، بايد نزد خداوندى ببريم كه كريم است و بخشنده و جواد و رحيم .
تعبير به « تنفّس » دربارهء معادن كوهها ، اشارهء لطيفى است به بيرون افكندن معادن از درون آنها به سبب ريزشها ، زلزلهها و شكافهايى كه بر اثر گذشت زمان در آنها پيدا مىشود . و تعبير به « ضحك » ( خنده ) دربارهء صدفها اشاره به شكافهايى است كه در دهانهء آنها پيدا مىشود و لؤلؤهاى غلتان از آن بيرون مىريزد ؛ همان گونه كه انسانهاى زيبا ، به هنگام خنديدن ، دندانهاى همچون مرواريدشان نمايان مىگردد ، صدفهاى دريا نيز وقتى مىخندند دانههاى لؤلؤ در آنها آشكار مىشود و بيرون مىريزد .
نكته گستردگى نعمتهاى خداوند
اين بخش از كلام مولا نكات جالبى را در برگرفته كه همهء آنها ناظر به وسعت نعمتهاى پروردگار و جوشش چشمههاى فيض ازلى اوست ؛ تا از اين طريق امام عليه السّلام