مورّخ معروف ، « ابن اثير » در « كامل » در اين زمينه چنين مىگويد : « هنگامى كه مصريان كه در شورش بر ضدّ عثمان ، نقش اصلى را داشتند بعد از واقعهء قتل عثمان به مردم مدينه اصرار كردند كه بايد حتما خليفهاى براى مسلمين تعيين گردد ، مردم به سوى على عليه السّلام هجوم آوردند و گفتند : « آمدهايم با تو بيعت كنيم ؛ مىبينى كه چه بر سر اسلام و مسلمين آمده است » . على فرمود : « مرا رها كنيد ! و به دنبال ديگرى برويد چرا كه ما به سوى چيزى مىرويم كه چهرهها و رنگهاى مختلف دارد و دلها و عقلها بر آن استقرار نمىيابد ( مسألهاى است بسيار پيچيده و غامض ) » .
مردم گفتند : « تو را به خدا سوگند مىدهيم ! مگر نمىبينى در چه شرايطى قرار داريم ؟ مگر اسلام را ( تنها ) نمىبينى ؟ مگر آشوب و فتنهها را مشاهده نمىكنى ؟
مگر از خدا نمىترسى ؟ » . فرمود : « من پاسخ شما را گفتم و بدانيد اگر من پيشنهاد شما را اجابت كنم ( به سنّتهاى غلط پيشين تن نمىدهم و ) شما را به راهى مىبرم كه مىدانم ( عين حقّ و عدالت است ) و اگر مرا رها كنيد من فردى مانند شما خواهم بود ( و مسئوليّتى بيش از مسئوليّت يك نفر ندارم ) » .
سپس ابن اثير بيعت عامّهء مردم با على عليه السّلام به طور مشروح ، شرح مىدهد . « 1 » به يقين - همان گونه كه عبارتهاى فوق گواهى مىدهد - على عليه السّلام مىدانست كه حكومت حق و عدالت بر مردمى كه عادت به ظلم و ستم كردهاند ، بسيار مشكل است و با مخالفتهاى شديد سران دنيا پرست روبرو خواهد شد ؛ ولى با اين همه مىدانست حفظ اصول ، هر چند به قيمت مخالفتها ، كارشكنىها و سرانجام شهادتش تمام شود ، كار بسيار پر ارزشى است .
هدف امام حكومت كردن به هر قيمت نبود ، بلكه حكومت را براى حفظ اصول و ارزشها لازم مىدانست ، هر چند موقعيّت و حتّى جان او در اين راه قربانى شود و
هامش
( 1 ) كامل ابن اثير ، جلد 3 ، صفحهء 193 .