تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
كه او بر همه چيز ، اعم از كلّى و جزيى و حتّى كوچكترين جزئيّات ، احاطه دارد .

3 - سخن جالبى از ابن ابى الحديد ، در شرح اين خطبه

هنگامى كه اين عالم مشهور در « شرح نهج البلاغه » خود به اين بخش از خطبه مىرسد - كه دربارهء وسعت علم بىپايان خدا به زيباترين بيانى سخن مىگويد - در شگفتى عميقى فرو مىرود و مىگويد : « اگر « نضر بن كنانه » ( جدّ اعلاى عرب ) اين كلمات فصيح و بليغ را مىشنيد دربارهء گوينده آن همان مىگفت كه « ابن جريح » در مورد يكى از فصحاى بزرگ عرب « اسماعيل بن بلبل » گفت كه خلاصه‌اش چنين است : بعضى گفتند اسماعيل از شيبان است ، من به آنان گفتم چنين نيست ، به جانم سوگند ! قبيلهء شيبان از اوست . » اشاره به اينكه آن قبيله هر افتخارى دارند ، از او نشأت مىگيرد ، و چه بسيارند پدرانى كه از فرزندان شريف خود ، كسب مقام و برترى مىكنند ، همانگونه كه طايفهء « عدنان » از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كسب شرف كرد . سپس مىافزايد : « نه تنها قبيلهء « عدنان » و « قحطان » به وجود على عليه السّلام مباهات مىكند بلكه چشم « ابراهيم خليل عليه السّلام » نيز به وجود او روشن مىشود و مىگويد : او پايه‌هاى توحيدى را كه من نهادم مستحكم ساخت و خداوند از دودمان من فرزندى آفريد كه علم توحيد را گسترش بىنظيرى داد ؛ بلكه اگر اين سخن ( بخش‌هايى از خطبه كه مربوط به علم خداوند است ) را « ارسطاطاليس » كه عقيده به نفى علم خدا به جزئيّات داشت ، مىشنيد ، قلبش لرزان مىشد و مو بر بدنش راست مىگشت و فكرش در اضطراب فرو مىرفت ، و من كلامى را شبيه اين كلام نمىبينم ، مگر سخن خداوند ، كه كلام على عليه السّلام هم از كلام خدا سرچشمه گرفته و شعله‌اى از آن آتش فروزان است و شرح و تفسيرى از آيات خداوند است » . « 1 »
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، جلد 7 ، صفحهء 23 ( با كمى تلخيص ) .