هر مورچه ، و نالهء هر صاحب اندوه و غمى اطلاع دارد » . ( و مثقال كلّ ذرّة ، و هماهم « 1 » كلّ نفس هامّة « 2 » ) .
و از آنجا توجّه خود را به درختان و ميوهها و انسانها و نطفهها كه شباهت زيادى با هم دارند ، معطوف مىدارد و مىفرمايد : « او آنچه از ميوهها بر شاخههاى درختان قرار گرفته و برگهايى كه روى زمين ريخته مىشود ، و قرارگاه نطفه ، يا جمع شدن خون و مضغهها يا پرورش يافتن انسان و ساير مخلوقات و مبدء آفرينش آنها ، آرى ! از همهء اينها و تمام جزئيّات آن و اسرار درون و برون آنها ، به خوبى آگاه است » . ( و ما عليها من ثمر شجرة ، أو ساقط ورقة ، أو قرارة نطفة ، أو نقاعة « 3 » دم و مضغة ، أو ناشئة خلق و سلالة ) .
در قسمت پايانى اين بخش از خطبه ، امام عليه السّلام به نكتهء مهمّى اشاره مىفرمايد و آن اينكه ممكن است با توجّه به گستردگى فوق العادهء امورى كه امام عليه السّلام در اين خطبه به آن اشاره فرموده ، كه تمام ذرّات زمين و آسمان و موجودات جاندار و بىجان ، همه و همه را شامل مىشود ، به گونهاى كه هيچ كس با هيچ وسيلهاى نمىتواند آن را در حساب آورد و بر آن احاطه پيدا كند ؛ آرى با اين گستردگى ، ممكن است اين سؤال پيش آيد كه آيا علم خداوند به اين امور مشكلى براى ذات پاكش ايجاد نمىكند ؟ زيرا انسانها براى احاطه به بخش بسيار بسيار كوچكى از حوادث و اسرار اين جهان ، گرفتار مشقّت و دردسر مىشوند .
هامش
( 1 ) « هماهم » جمع « همهمه » به معناى رفت و آمد صدا در گلو و سينه است و به معناى نالهء آهستهء برخاستهء از اندوه نيز آمده است .
( 2 ) « هامة » به گفتهء بعضى از مفسّران نهج البلاغه كسى است كه داراى همّت بلند است و گاه به معناى اشخاص غمگين ( از مادّهء « هم » به معناى غم ) آمده است و در جملهء بالا مناسب همين است .
( 3 ) « نقاعه » از مادّهء « نقع » ( بر وزن نفع ) به معناى جمع شدن آب و مانند آن در جايى است و « نقاعة دم » به معناى حفرهاى است كه خون در آن جمع مىشود و در اينجا اشاره به رحم مادر است و بعضى گفتهاند : در اينجا به معناى « علقه » است .