در بخش نهم ، از علم خداوند به غيوب و آگاهى او بر تمام اسرار وجود انسان و اعمال و نيّات و افكار و اسرار نهفته در درون سينهء او ، سخن مىگويد .
و بالأخره در دهمين و آخرين بخش ، با دعاهاى بسيار پر معنا و پر محتوا ، خطبه را به پايان مىبرد و از مجموع اين بخشها ، معجون حيات بخشى براى تلطيف روح انسان و سير او در مسير قرب الى اللّه و اصلاح فكر و اعمال انسان ساخته و در اختيار همگان مىگذارد « 1 » .
در مورد علّت نامگذارى اين خطبه به عنوان « أشباح » ميان محقّقان گفتگو است .
بعضى گفتهاند ، « اشباح » كنايه از فرشتگان است و از آنجا كه بخش مهمّى از اين خطبه ، در مورد فرشتگان سخن مىگويد به خطبه « اشباح » نامگذارى شده است .
بعضى احتمال دادهاند كه كلمهء « اشباح » در اين خطبه وجود داشته و چون « سيّد رضى » عادت بر اين دارد كه از خطبه گلچين مىكند ، و تمام آن را نقل نمىكند اين بخش از خطبه را انداخته است و آن جمله ، احتمالا اين بوده است : « و كيف يوصف بالأشباح و ينعت بالألسن الفصاح ؛ چگونه ممكن است خداوند به اشباح و اجسام توصيف شود و چگونه ممكن است زبانهاى فصيح و گويا قدرت ، بر بيان وصف او داشته باشند » . ( اين جمله را مرحوم « صدوق » در كتاب « توحيد » در خطبهاى كه شباهت با قسمتى از خطبهء اشباح دارد ، آورده است ) . « 2 » احتمال ديگر در اين نامگذارى اين است كه ، چون خطبه طولانى بوده و يكى از معانى اصلى « شبح » گسترش و وسعت و امتداد چيزى است ، « 3 » به اين نام ، ناميده شده است .
هامش
( 1 ) توجّه داشته باشيد كه اين خطبه در يك تقسيم كلّى ، به ده بخش تقسيم شده است ، و گر نه برخى از اين بخشها ، به بخشهاى ديگرى نيز تقسيم مىشود ؛ از اين رو ، ما در شرح و تفسير اين خطبه ، آن را در نهايت به بيست و چهار بخش رساندهايم .
( 2 ) توحيد صدوق ، صفحه 79 ، حديث 34 .
( 3 ) « ابن فارس » در « مقاييس اللّغة » در تفسير « شبح » مىگويد : « أصل صحيح يدلّ على امتداد الشىء فى عرض ، من ذلك « الشّبح » و هو الشّخص ، سمّى بذلك ، لأنّه فيه إمتداد او عرضا » .