نظر شبيه ذرّات غبارى هستند كه در هوا معلّق مىباشند و ناپيدا ، ولى هنگامى كه از روزنهاى ، نور آفتاب به درون اتاق بتابد ، ذرّات غبار معلّق در هوا نمايان مىشود .
اينكه در بخش دوم اين توصيف ، مىفرمايد : « هر پنهانى جز او آشكار نيست » اشاره به اين حقيقت است كه در عين پنهان بودن كنه ذات خداوند از همهء موجودات ، و خارج بودن از دسترس عقول تمام انسانها - حتّى اوليا و انبيا ، - آثار او همه جا را گرفته و در عين پنهانى ، آشكار است ، در حالى كه موجودات ديگر اگر پنهان باشند ، آشكار نيستند و اگر آشكار باشند ، پنهان نيستند . مثلا انسانى كه مستور و در حجاب است ، برهنه نيست و آن كس كه آشكار است ، مستور و در حجاب نيست ، ولى خداوند با اينكه ذاتش كاملا مستور است ، وجودش كاملا آشكار است و در عين پنهانى ، ظاهر است . « 1 » قرآن مجيد در آيهء « سه » سورهء « حديد » مىفرمايد :
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ »
، او آغاز است و پايان ، آشكار است و پنهان »
هامش
( 1 ) در تعدادى از نسخههاى « نهج البلاغه » جملهء بالا به اين صورت آمده است : « و كلّ ظاهر غيره غير باطن و كلّ باطن غيره غير ظاهر » و جمعى از شارحان نهج البلاغه اصرار بر اين دارند كه « غير » در هر دو جمله ( . . . غير باطن . . . . غير ظاهر ) يا بايد وجود داشته باشد و يا در هر دو حذف شود ! حتّى بعضى ادّعاى قطع و يقين كردهاند كه نسخهء « صبحى صالح » كه در جملهء اوّل ، غير ندارد و در جملهء دوم دارد ، نادرست است و البته قرينهء وحدت سياق نيز چنين اقتضاى را دارد ولى همانگونه كه در بالا آمد ، نمىتوان ادّعا كرد كه اين نسخه غلط است و تفسير قابل توجّهى دارد كه به آن اشاره شده است .