در حالى كه اگر منظور از تئورىها و پيشفرضها ، فرضيههاى غير مسلّم و آراى ظنّى و گمان و تخمين بوده باشد ، اين كار سبب از ميان رفتن اصالت وحى و هرج و مرج در تبيين مسايل الهى خواهد شد و « نور مبين بودن » قرآن و « كشتى نجات بودن » معصومان را ، به كلّى مخدوش مىكند .
و اگر منظور از تئورىها و پيشفرضها ، اصول مسلّم علمى و عقلى است ، اينها را نمىتوان « تفسير به رأى » ناميد ، اينها « تفسير به عقل » است ، ولى افسوس كه فرصتطلبان ، حتّى مسألهء « تفسير به رأى » را به ميل خود تفسير مىكنند ، تا منابع وحى را ابزارى براى توجيه خواستههاى خود سازند .
3 - بدعتها ، سرچشمهء انحرافات
امام عليه السّلام در بيان صفات عالمنمايان گمراه ، يكى از ويژگىهاى آنها را در اين خطبه ، مسأله بدعتگذارى شمرده است . او مدّعى است ، كه من از بدعت دورم در حالى كه در لابهلاى بدعتها غوطهور است .
مىدانيم « بدعت » آن است كه : « انسان چيزى را كه در دين نيست به عنوان دين معرّفى كند » و يا « چيزى كه از دين است خارج از دين بشمارد » . ولى نوآورىها در مسايل سياسى و اجتماعى و اقتصادى و زندگى روزمرّه ، هرگز بدعت نيست . يا به تعبيرى ديگر : بدعت گاه در دين است ، گاه در غير دين ، آنچه حرام و ممنوع است و خطرناك ، بدعت در دين است و آنچه ارزشمند و پسنديده است ، نوآورىها در مسايل مختلف زندگى است ، بى آن كه لطمهاى به احكام دين بزند . مثلا پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به يقين حجّ تمتّع به جا آورد ، يعنى : بعد از اداى عمره ، از احرام درآمد و سپس براى حجّ ، با مقدارى فاصله ، احرام بست و نيز عقد ازدواج موقّت را