مجاز شمرد ، حال اگر كسى بگويد : من حجّ تمتّع را نمىپسندم و بايد حجّ و عمره با هم متّصل باشد ، يا عقد ازدواج موقّت پيامدهايى دارد و مطابق ميل من نيست ، چنين شخصى در دين خدا بدعت گذارده است .
بىشك ، مذمّت و نكوهش شديدى كه در روايات از « بدعتگذار » شده است تا آنجا كه در حديثى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىخوانيم :
« أهل البدع ، شرّ الخلق و الخليقة ،
بدعتگذاران بدترين مخلوق خدا هستند . » « 1 » و در حديث ديگرى از همان بزرگوار آمده است :
« من تبسّم في وجه مبتدع ، فقد أعان على هدم دينه
، كسى كه در چهرهء بدعتگذارى تبسّم كند ، كمك به نابودى دين خود كرده است . » « 2 » به خاطر خطراتى است كه بدعت براى اصالت دين دارد و اگر باب بدعت ، در دين خدا گشوده شود و مردم با افكار نارساى خود و سليقههاى مختلف ، دين خدا را تغيير دهند ، بعد از مدّتى چيزى از دين خدا باقى نمىماند و راه تغييرات براى هواپرستان و سودجويان گشوده مىشود و آيين حق همچون بازيچهاى در دست اين و آن ، پيوسته دستكارى خواهد شد . به همين دليل ، در حديثى از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم كه در جواب اين سؤال كه كمترين چيزى كه انسان با آن كافر مىشود ، چيست ؟ فرمود :
« أن يبتدع شيئا ، فيتولّى عليه ، و يبرء ممّن خالفه
، اين است كه بدعتى در دين خدا بگذارد و موافقان آن را دوست بدارد و از مخالفانش برائت جويد . » « 3 » و اگر در تاريخچه اديان باطل و شاخههاى گوناگونى كه در اديان آسمانى پيدا شد دقّت كنيم ، خواهيم ديد كه غالب آنها از بدعتها ، سرچشمه گرفته است .
هامش
( 1 ) كنز العمّال ، حديث 1095 ( جلد 1 ، صفحه 218 ) .
( 2 ) بحارالانوار ، جلد 47 ، صفحهء 217 ، حديث 4 .
( 3 ) سفينة البحار ، مادّهء « بدع » و بحارالانوار ، جلد 69 ، صفحهء 220 .