عدالت نموده و نخستين گام عدالتش ، بيرون راندن هوا و هوس از دل خويش است .
حق مىگويد و به حق عمل مىكند . هيچ كار خيرى نيست جز آنكه ( در برنامهء زندگى او قرار دارد و ) آهنگ آن مىكند و در هيچ جا گمان خيرى نمىرود ، جز اينكه بسوى آن گام برمىدارد و تا به آخر نرسد از تلاش نمىايستد ، زمام اختيار خود را به دست قرآن سپرده و قرآن رهبر و پيشواى اوست ، هر جا قرآن فرود آيد ، او بار خويش را همانجا افكند و هر جا قرآن منزل كند ، آن را منزلگاه خويش سازد .
شرح و تفسير
ويژگىهاى بندگان خالص خدا
در اين بخش از خطبه ، امام عليه السّلام به سراغ نكتهء مهمّى مىرود كه بخش گذشته را تكميل مىكند و آن اينكه بندهء مخلص خداوند - كه موضوع سخن در بخشهاى سابق است - بعد از آگاهى و خودسازى و تهذيب نفس و رسيدن به مقامات عاليه در علم و عمل و تقوا ، كمر همّت براى هدايت خلق مىبندد و همچون چراغ روشنى فرا راه مردم مىشود و آنها را از ظلمات جهل و وهم و گمراهى رهايى مىبخشد و در واقع بعد از پايان « سير إلى الحقّ » و « في الحقّ » ، مرحلهء « سير إلى الخلق » او شروع مىشود و به اداى رسالتى همچون رسالت انبيا مىپردازد .
مىفرمايد : « او خود را براى خداوند سبحان در بالاترين امور ( براى انجام رسالتها و وظايف ) قرار داده ( و در حقيقت عزم خود را بر انجام اين وظيفهء الهى جزم كرده است ) . » ( قد نصب نفسه للّه - سبحانه - في أرفع الأمور ) .
سپس به شرح اين وظايف پرداخته ، با جملههاى كوتاه و پرمعنا روى نقاط حسّاس تكيه مىكند ، مىفرمايد : « به هر مشكلى پاسخ گويد و فروع را به اصول