عنوان « هشت صفت از صفات جلال » آمده ، بر طبق اصطلاح علماى عقايد نيست ، بلكه جلال در اينجا به معناى لغوى و اشاره به عظمت اين صفات است ، خواه جنبه نفى داشته باشد ، خواه اثبات .
به هر حال ، از آنجا كه معرفت خداوند و شناخت صفات جمال و جلال او ، سرچشمهء هر خير و خوبى و ريشهء تمام فضايل اخلاقى و اعمال صالح است ، امام عليه السّلام در آغاز بسيارى از خطبهها به گوشهاى از صفات پروردگار ، اشاره مىنمايد و دلها را متوجّه عظمت ذات پاك او و اوصاف جمال و جلال او مىفرمايد و در اين بخش از خطبه - همانطور كه در بالا آمد - به هشت صفت اشاره مىكند .
نخست مىفرمايد : « گواهى مىدهم كه معبودى جز ذات پاك او نيست ، يگانه است و همتايى ندارد . » ( و أشهد أن لا إله إلّا اللّه وحده لا شريك له ) .
درست است كه در اين جمله ، سه وصف براى خدا ذكر شده : نفى معبودى جز خدا ، يگانگى او ، و نداشتن شريك و همتا ، ولى پيدا است كه اين هر سه وصف ، به يك حقيقت باز مىگردد و آن يگانگى او است در ذات و صفات و عبوديّت . و از آنجا كه اساس صفات خداوند ، توحيد است ، قبل از همه ، به سراغ توحيد رفته و چنان كه خواهيم ديد ، صفات هفت گانهء ديگر ، از همين وصف توحيد ، سرچشمه مىگيرد .
در دومين وصف مىفرمايد : « همان مبدأ نخستينى كه پيش از او ، چيزى نبوده است . » ( الأوّل لا شيء قبله ) .
اين يكى از نشانههاى بىهمتايى او است ، چرا كه او وجودى است بىنهايت و چنين وجودى ، ازلى است و وجود ازلى قبل از هر چيز بوده و بعد از هر چيز خواهد بود ، چرا كه اگر چيزى قبل از آن باشد ، ازليّت او نفى مىشود .
در سومين صفت مىفرمايد : « او آخرى است كه پايانى ندارد . » ( و الآخر لا غاية له ) .
همان گونه كه در بالا اشاره شد ، اين نتيجهء بىپايان بودن ذات او است و به تعبير ديگر : بىهمتايى او .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 484
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٨٤