سازد ( تا كريمان از كشتنش چشم بپوشند . ) آگاه باشيد ! به خدا سوگند ، ياد مرگ مرا از سرگرم شدن به بازى و شوخى باز مىدارد ، ولى فراموشى آخرت او را از سخن حق بازداشته است . او حاضر نشد با معاويه بيعت كند ، مگر اينكه عطيّه و پاداشى از او بگيرد ( و حكومت مصر را براى او تضمين نمايد ) و در مقابل از دست دادن دينش ، رشوهء اندكى دريافت نمايد .
شرح و تفسير
اين مرد دروغگو را بشناسيد !
امام عليه السّلام سخن خود را از دروغ و تهمتى كه « عمرو بن عاص » نسبت به ساحت مقدّسش گفته بود ، آغاز مىكند و به دنبال تكذيب آن ، معرّفى گويايى نسبت به اين عنصر كثيف تاريخ اسلام ، مىآورد .
دروغ اين بود كه : امام عليه السّلام بسيار شوخ طبع و مزّاح و - نعوذ باللّه - اهل هزل و باطل است ، تا به اين بهانه ، عدم شايستگى آن حضرت را براى امر خلافت - به زعم خود - ثابت كند .
مىفرمايد : « از « ابن نابغه » ( پسر آن زن بدنام ) در شگفتم ! او براى مردم شام چنين وانمود مىكند كه من بسيار اهل مزاح و مردى شوخ طبعم ، كه مردم را با شوخى و هزل ، پيوسته سرگرم مىكنم . » ( عجبا لابن النّابغة ! « 1 » يزعم لأهل الشّام أنّ فيّ دعابة « 2 » ، و أنّي امرؤ تلعابة « 3 » : أعافس « 4 » و أمارس ! « 5 » )
هامش
( 1 ) « نابغه » از مادّه « نبوغ » به معناى ظهور و شهرت است و عرب ، زنان مشهور به فساد را « نابغه » مىگفته همانطور كه ما ، در فارسى « زن معروفه » مىگوييم ، ولى از سوى ديگر به افرادى كه به خاطر استعداد فوق العاده ، مشهور و معروف مىشوند ، نابغه اطلاق مىشود .
( 2 ) « دعابه » به معناى مزاح كردن ( يا بسيار مزاح كردن ) است .
( 3 ) « تلعابه » از مادّهء « لعب » به معناى شخصى است كه بسيار مردم را با سخنان ، يا حركات خود ، سرگرم مىسازد .
( 4 ) « اعافس » از مادّهء « معافسه » به معناى زياد شوخى كردن است .
( 5 ) « امارس » از مادّهء « ممارسه » به معناى سرگرم چيزى شدن مىباشد و در اينجا به معناى سرگرمى به مزاح و شوخى است .