تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
عجبا لابن النّابغة ! يزعم لأهل الشّام أنّ فىّ دعابة ، و أنّي امرؤ تلعابة : أعافس و أمارس ! لقد قال باطلا ، و نطق آثما . أما - و شرّ القول الكذب - إنّه ليقول فيكذب ، و يعد فيخلف ، و يسأل فيبخل ، و يسأل فيلحف ، و يخون العهد ، و يقطع الإلّ ، فإذا كان عند الحرب فأيّ زاجر و آمر هو ! ما لم تأخذ السّيوف مآخذها ، فإذا كان ذلك كان أكبر مكيدته أن يمنح القرم [ قوم ] سبّته . أما و اللّه إنّي ليمنعني من اللّعب ذكر الموت ، و إنّه ليمنعه من قول الحقّ نسيان الآخرة ، إنّه لم يبايع معاوية حتّى شرط أن يؤتيه أتيّة ، و يرضخ له على ترك الدّين رضيخة .

ترجمه

از « ابن نابغه » ( پسر آن زن بد نام - اشاره به عمرو عاص است - ) در شگفتم ! او براى مردم شام چنين وانمود مىكند كه من بسيار اهل مزاح و مردى شوخ طبعم ، كه مردم را با شوخى و هزل ، پيوسته سرگرم مىكنم . او سخنى باطل و كلامى به گناه ، گفته است - و بدترين سخنان گفتار دروغ است - او پيوسته دروغ مىگويد . وعده مىدهد و تخلّف مىكند . اگر چيزى از او درخواست شود ، بخل مىورزد و اگر خودش از ديگرى تقاضايى داشته باشد ، اصرار مىكند . در پيمانش خيانت مىنمايد . ( حتّى ) پيوند خويشاوندى را قطع مىكند . هنگام نبرد لشكريان را امر و نهى مىكند ( و سر و صداى زياد راه مىاندازد كه مردم شجاعش پندارند ) ولى اين تا زمانى است كه دست‌ها به قبضهء شمشير نرفته است و هنگامى كه چنين شود ، او براى رهايى جانش ، بالاترين تدبيرش اين است كه جامه‌اش را كنار زند و عورت خود را نمايان