ويژگىهايى كه به خاطر آن ، بعضى از سخنان بر بعضى ديگر ، ترجيح دارند ، برخوردار باشد و اين همان چيزى است كه علماى « بديع » از آن به : « مقابله » ، « مطابقه » ، « حسن تقسيم » ، « بازگرداندن پايان سخن ، به آغاز آن » ، « ترصيع » ، « تسهيم » ، « توشيح » ، « مماثلت » ، « استعاره » ، « استعمال مجاز لطيف » ، « موازنه » ، « تكافؤ » ، « تسميط » و « مشاكله » ، نام بردهاند ( اينها اصطلاحات مخصوصى است كه علماى علم بديع ، براى زيبايى و فصاحت و بلاغت جملهها ، در جاى خود ذكر كردهاند ) .
بىشك ، تمام اين ويژگىها در خطبهها و نامههاى على عليه السّلام موجود است و در سطح كلام آن حضرت ، گسترده شده است . و اين زيبايى كامل مفردات ، و تركيببندى جملهها را ، تنها در كلام على عليه السّلام مىتوان يافت و در كلام هيچ شخص ديگرى ، به اين صورت كامل مشاهده نمىشود . . . به همين دليل ، آن حضرت در سخن خويش شگفتىها و عجايبى آفريده و بايد امام و پيشواى مردم در اين امر باشد ، چرا كه ابتكاراتى آورده كه از هيچ كس قبل از او شنيده نشده است و جالب اينكه ( در بسيارى از اوقات ) اين سخنان را به صورت ارتجالى ( بدون هيچ گونه سابقهء ذهنى و بالبداهه ) بيان مىفرمود ، آنجا كه طبع آن حضرت به هيجان مىآمد و بدون هيچ گونه مطالعهء قبلى ، اين سخنان عميق را ايراد مىفرمود ، راستى عجيب است ! راستى عجيب است ! ! « 1 » »
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 6 ، صفحهء 278 .