« و راه وصول به سعادت به آنها ارائه شده است » ( و هدوا سبيل المنهج ) .
« و زمانى كافى براى جلب رضايت پروردگار در اختيار دارند . » ( و عمّروا مهل المستعتّب « 1 » ) .
« و پردههاى تاريك شك و ترديدها ( با ارائه دلائل روشن از سوى پروردگار ) از مقابل آنها كنار زده شده است . » ( و كشفت عنهم سدف « 2 » الرّيب ) .
و سر انجام : « ميدان براى تمرين و آمادگى آنها ، و انديشه بهتر ، و آرامش ( براى جستجوى حقيقت ) در مدّت زندگى و دوران تلاش ، باز گذارده شده است » ( و خلّوا لمضمار الجياد « 3 » ، و رويّة الإرتياد « 4 » ، و أناة « 5 » المقتبس المرتاد ، في مدّة الأجل ، و مضطرب « 6 » المهل ) .
در اين چند جمله ، به ابعاد مختلف اتمام حجّت الهى و طرق آن اشاره شده ، از يك سو : مردم زمان كافى براى جلب رضاى حق دارند . از سوى ديگر : از طريق كتب آسمانى و ارشادات انبيا و اوليا و هدايت عقل ، راههاى نجات در برابر ديدگان آنها قرار گرفته . از سوى سوم : توانايى و مهلت ، براى جبران خطاها و توبهء از گناهان و جلب رضاى پروردگار دارند . از سوى چهارم : پردههاى ظلمت و تاريكى كه بر اثر و سوسههاى شياطين و ايجاد شكّ و ترديد ، بر قلب انسان مىافتد ، به وسيلهء تابش
هامش
( 1 ) « مستعتب » از مادّهء « عتب » ( بر وزن ثبت ) به معناى رضايت و خشنودى است . بنابراين « مستعتب » به كسى مىگويند كه در مقام جلب رضايت باشد و بعضى از ارباب لغت گفتهاند : ريشهء اصلى اين لغت « عتاب » به معناى سرزنش است و « إعتاب » به معناى نفى سرزنش است و « استعتاب » به معناى طلب نفى سرزنش كه مساوى با طلب خشنودى است ، آمده است .
( 2 ) « سدف » جمع « سدفه » ( بر وزن غرفه ) به معناى ظلمت است .
( 3 ) « جياد » جمع « جواد » در اينجا به معناى اسب با ارزش است .
( 4 ) « إرتياد » از مادّهء « رود » ( بر وزن صوت ) به معناى طلب كردن چيزى است .
( 5 ) « أناة » به معناى آرامش و طمأنينه و وقار و حلم است و به معناى درنگ كردن نيز آمده است .
( 6 ) « مضطرب » ( به فتح راء ) از مادّهء « اضطراب » به معناى حركت نامنظّم و گاه به معناى رفت و آمد آمده است و « مضطرب » در اينجا به معناى محل رفت و آمد است .