شرح و تفسير
از كجا آمدهايم و به كجا مىرويم ؟
امام عليه السّلام در اين فراز ، از آخرت ، به دنيا بازمىگردد و وضع حال انسانها را در اين دنيا تشريح مىكند ، تا بدانند براى چه آفريده شدهاند و به كدام سمت و سو حركت مىكنند ، چه امكاناتى براى نجات « يومالمعاد » در اختيار آنها قرار داده شده و چگونه از اين امكانات بايد بهرهبردارى كنند .
اين بخش از كلام امام عليه السّلام ، كه مانند ديگر سخنان آن حضرت ، بسيار حساب شده است ، مشتمل بر « سيزده » جمله مىباشد : پنج جملهء اوّل ، دربارهء آفرينش اجبارى انسان تا مرگ و سپس مبدّل شدن او به خاك است ، و سه جمله دربارهء چگونگى رستاخيز انسانها و پنج جملهء ديگر دربارهء اتمام حجّت الهى و فرصتهايى است كه در اين جهان در اختيار دارد .
در قسمت اوّل مىفرمايد : « آنها بندگانى هستند كه با دست قدرتمند الهى ، آفريده شدهاند و بىارادهء خويش پرورش داده مىشوند ، و براى حضور ( در پيشگاه خدا ) قبض روح مىگردند ، و به قبرها سپرده مىشوند و سرانجام به استخوانهاى پوسيدهاى مبدّل خواهند شد ! » ( عباد مخلوقون اقتدارا ، و مربوبون اقتسارا « 1 » ، و مقبوضون احتضارا ، « 2 » و مضمّنون أجداثا ، و كائنون رفاتا « 3 » ) .
بىشك ، انسان در افعال خود ، مختار و آزاد است ، ولى در آفرينش و مرگ چنين نيست ! هيچ كس تاريخ تولّد خود را تعيين نمىكند و هيچ كس زمان مرگ طبيعى خود را به ميل خود انتخاب نمىنمايد ، حيات و مرگ از دايرهء اختيار ما بيرون است ، همان گونه كه پوسيدن و خاك شدن ! و بعضى همين معنا را به عنوان يكى از تفاسير جملهء « الامر بين الامرين » انتخاب كردهاند .
هامش
( 1 ) « اقتسار » از مادّهء « قسر » ( بر وزن نصر ) به معناى مجبور ساختن است .
( 2 ) « اجداث » جمع « جدث » ( بر وزن عبث ) به معناى قبر است .
( 3 ) « رفات » از مادّهء « رفت » ( بر وزن هفت ) به معناى خرد شدن و خرد كردن است .