برداشته مىفرمايد : « از گورها و لانهء پرندگان و جايگاه درندگان و ميدانهاى جنگ برانگيخته مىشوند . » و در واقع اگر معاد بخواهد به گونهء كامل و عادلانه صورت گيرد ، بايد چنين باشد چرا كه روح و جسم ، در يكديگر تأثير متقابل دارند و تكامل آنها به هم پيوسته است و هر كدام كنار برود ، ديگرى ناقص خواهد بود و اينكه مىگويند : « شخصيّت انسان به روح او است » اشتباه بزرگى است كه از پندار استقلال كامل روح ، سرچشمه مىگيرد .
اين بحث يك بحث گسترده و دامنهدار است كه تنها در اينجا به اشارهاى بسنده مىكنيم . « 1 »
2 - شبههء معروف آكل و مأكول
از جمله شبهاتى كه بر سر راه معاد جسمانى وجود دارد و نيافتن پاسخ صحيحى از آن ، سبب شده كه جمعى به نفى معاد جسمانى برخيزند ، شبههء معروف و پيچيدهء « آكل و مأكول » است .
مىگويند : اگر فرضا در زمان قحطى ، انسانهايى از گوشت انسانهاى ديگر تغذيه كنند ، هنگام « معاد » تكليف بدنى كه جزو بدن ديگرى شده است ، چه خواهد شد ؟ اگر به اوّلى بازگردد ، دومى ناقص مىشود و اگر با دومى محشور شود ، اوّلى ناقص خواهد شد .
اين شبهه را مىتوان به صورت گستردهترى نيز مطرح ساخت ، كه در شرايط عادى ، بدن بسيارى از انسانها خاك مىشود ، خاك آنها ممكن است جذب گياهان و درختان شود و از اين طريق ، يا از طريق حيواناتى كه از گياهان تغذيه مىكنند و
هامش
( 1 ) شرح بيشتر اين بحث را در جلد پنجم « پيام قرآن » ( صفحهء 307 - 353 ) مطالعه فرماييد .