آفريديم « 1 » . « كبد » در اصل به معناى شدّت است و يا دردى است كه به كبد انسان عارض مىشود ، سپس به هر گونه رنج و مشقّت اطلاق شده است و اينكه قرآن مىگويد : « ما انسان را در درد و رنج آفريديم . » گويى درد و رنج ، همچون خانه و لانهء انسان است كه آدمى از روز اوّل در آن جاى مىگيرد ! حتّى مرفّهترين زندگىها ، از انواع درد و رنجها خالى نيست و به هر حال ، هر كسى به نوعى گرفتار است .
آرى ، اين طبيعت زندگى دنياست كه با درد و رنج آغاز مىشود و ادامه مىيابد و كسى كه غير از آن ، بطلبد در واقع مىخواهد طبيعت جهان را دگرگون سازد و اين ممكن نيست . يكى از شعراى معروف قريب عصر ما ، به نام « ابوالحسن تهامى » هنگامى كه فرزند جوان خود را از دست مىدهد و اشعارى از سر سوز مىسرايد ، در ضمن اشعارش اشاره به همين نكته كرده ، مىگويد :
طبعت على كدر و أنت تريدها * صفوا من الأقذار و الأكدار
و مكلّف الأيّام ضدّ طباعها * متطلّب في الماء جذوة نار
« طبيعت جهان بر كدورت و ناصافى است و تو مىخواهى - از هر گونه ناپاكى پاك و صاف باشد » ؟ ! « هر كس اين جهان را بر ضدّ طبيعتش بطلبد - همچون كسى است كه در ميان امواج آب ، شعلهء آتشى جستجو مىكند » ! اين دربارهء درد و رنج دنيا بود و امّا فناپذيرى چيزى نيست كه بر كسى پوشيده باشد . تمام افراد از مؤمن و كافر ، صغير و كبير ، از هر قوم و ملّت ، اين حقيقت را دريافتهاند كه همه بايد سرانجام با زندگى وداع گويند ، گروهى زودتر و گروهى ديرتر .
سپس در بيان سومين و چهارمين وصف مىفرمايد : « در حال آن حساب ، و در
هامش
( 1 ) سورهء بلد ، آيهء 4 .