هنگامى كه اين خبر به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد او را احضار كرد و فرمود :
« يا عثمان ! إنّ اللّه تبارك و تعالى لم يكتب علينا الرّهبانيّة إنّما رهبانيّة أمّتي ، الجهاد في سبيل اللّه ،
اى عثمان ! خداوند متعال رهبانيّت را بر ما مقرّر نفرموده ، رهبانيّت امّت من ، جهاد در راه خدا است » « 1 » .
اشاره به اين كه اگر مىخواهى به زندگى مادّى ، پشت پا بزنى اين كار را به صورت منفى و انزواى اجتماعى انجام نده ، بلكه آن را در يك مسير مثبت ، يعنى جهاد در راه خدا جستجو كن .
سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بحث مشروحى درباره فضيلت نماز جماعت براى او بيان فرمود ، تا بداند روح اسلام ، جمعگرايى و نفى رهبانيّت و عزلت گزينى است .
نقطهء مقابل « زهد » ، « رغبت » ( توجّه و دلبستگى به دنيا ) و « تنافس » در دنيا ، يعنى : با اصرار ، دنبال آن دويدن است ، كه در اسلام بسيار از آن نكوهش شده است .
« زهد » آثار فراوانى در زندگى فردى و اجتماعى انسان دارد ، كه مىتوان آن را به وسيلهء اين آثار شناخت ، كوتاهى آرزوها ، شكر نعمتهاى الهى ، پرهيز از گناه - كه در خطبه بالا آمد - از اركان يا نشانههاى آن است .
هرگز نبايد « زهد » را مساوى فقر و نيازمندى دانست ، زهد به معناى بىنيازى درون و سيراب بودن روح انسان به وسيله معنويّات و ترك دلبستگىهاى مادّى است و نشانهء آن پرهيز از تجمّل و لذّتگرايى مىباشد .
يكى از متفكّران اسلامى ( رحمة اللّه عليه ) دربارهء انگيزههاى زهد مىنويسد :
زاهد از آن جهت بىتكلّف و در كمال قناعت زندگى مىكند ، تا ديگران را به آسايش برساند ، او از اينكه نيازمندان بخورند و بپوشند ، بيش از آن لذّت مىبرد كه خود
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 70 ، صفحهء 114 .