اين سخن را با دو روايت نورانى ، دربارهء ارزش زهد پايان مىدهيم :
در روايتى آمده است كه رسول خدا به على عليه السّلام فرمود :
« يا عليّ ! إنّ اللّه تعالى زيّنك بزينة لم يزيّن العباد بزينة هى أحبّ إليه منها : زهّدك فيها و بغّضها إليك و حبّب إليك الفقراء ، فرضيت بهم اتّباعا و رضوا بك إماما
، اى على ! خداوند متعال تو را به زيورى آراسته است كه هرگز بندگان به زيورى بهتر از آن آراسته نشدند : خداوند زهد در دنيا را نصيب تو كرده و دنيا را در نظر تو منفور ساخته و فقرا را محبوب ، به همين جهت ، تو از چنين پيروانى خشنودن هستى و آنان از چنين پيشوايى » « 1 » .
در حديث پرمعناى ديگرى ، مىخوانيم : « مرد عربى ، خدمت اميرمؤمنان عليه السّلام رسيد و از او تقاضايى كرد ، حضرت به وكيل خود فرمود : « يك هزار به او بده ! » وكيل عرض كرد : « يك هزار دينار طلا بدهم ، يا يك هزار درهم نقره ؟ ! فرمود : « هر دو در نظر من همچون دو قطعه سنگ است ، آنچه را براى او نافعتر است به او بده »
( كلاهما عندي حجران فأعط الأعرابيّ أنفعهما له )
« 2 » .
هامش
( 1 ) بحارالانوار ، جلد 40 ، صفحهء 330 ، حديث 13 .
( 2 ) بحارالانوار ، جلد 41 ، صفحهء 32 .