آنچه را از دست داده ) نمىخورد و نسبت به آينده ( و آنچه در دست دارد ) شاد و دلبسته نيست ، هر دو جانب زهد را در اختيار گرفته است » « 1 » .
اين تعبير اشاره است به اينكه حقيقت زهد ، ترك وابستگىها و گسستن زنجيرهاى اسارت مربوط به گذشته و آينده است .
تعبير به « و الشّكر عند النّعم » كه به عنوان دومين ركن ، از اركان سه گانهء زهد شمرده شده ، اشاره به اين است كه همواره نعمتها را از سوى خدا بداند ، نه از سوى خود ، تا همين سبب دلبستگىاش به خدا گردد ، نه دلبستگى به خويشتن ! تعبير به « التّورّع عند المحارم » اشاره به اين است كه ريشهء اصلى گناه ، دنياپرستى است همانگونه كه در حديث معروف مىخوانيم :
« حبّ الدّنيا رأس كلّ خطيئة
، علاقه و عشق به دنيا ، ريشه و سرآغاز هر گناهى است » « 2 » .
بنابراين كسى كه : آرزوهايش كوتاه و در برابر نعمتهاى الهى شكرگزار و در برابر گناهان خويشتندار است ، زاهد واقعى است ، خواه فقير باشد يا غنى ، چرا كه معيار زهد و وارستگى هرگز فقر نيست ! سپس امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن مىفرمايد : « اگر نتوانستيد همهء اين صفات را فراهم سازيد ، لااقل مراقب باشيد حرام ، بر اراده و صبر شما چيره نگردد و در برابر نعمتهاى الهى شكر خدا را به فراموشى مسپاريد ، چه اينكه خداوند با دلائل روشن و آشكار و كتب آسمانى بارز واضح اتمام حجّت كرده است » ( فإنّ عزب « 3 » ذلك عنكم ، فلا يغلب الحرام صبركم ، و لا تنسوا عند النّعم شكركم ، فقد أعذر اللّه إليكم بحجج )
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، كلمات قصار ، حكمت 439 .
( 2 ) كافى ، جلد 2 ، صفحهء 131 ، حديث شمارهء 11 .
( 3 ) « عزب » از مادّهء « عزوب » ( بر وزن غروب ) در اصل به معناى دور شدن و كنارهگيرى كردن است و به همين مناسبت به معناى ترك ازدواج نيز آمده است و به كسى كه تشكيل خانواده نداده است ، « عزب » مىگويند .