مسفرة « 1 » ظاهرة ، و كتب بارزة العذر واضحة ) .
با اينكه امام عليه السّلام در قسمت اخير ، بر دو قسمت از اركان سه گانهء زهد تأكيد مىورزد ( پرهيز از گناه و شكرگزارى در برابر نعمت ) ولى تعبيراتى كه در اين چند جمله به كار رفته ، نشان مىدهد كه منظور امام عليه السّلام اين است كه اگر شكر نعمت را به طور كامل انجام نمىدهيد ، لااقل شكرگزارى را به فراموشى نسپاريد و اگر ورع و پرهيز از گناه را در حدّ اعلا - كه پرهيز از مشتبهات را هم شامل مىشود - نداريد ، لااقل حرام ، بر صبر شما غلبه نكند و اين حدّ از تقوا را رعايت كنيد .
جملههايى كه مولا عليه السّلام در بيان علّت زهد ذكر فرموده ، اشاره بر اين است كه اين حدّ از زهد و تقوا ، بر همه كس لازم است ، چرا كه خداوند اتمام حجّت كرده ، از اين رو هيچ كس در مخالفت با آن معذور نيست ! كوتاه سخن اينكه ، پرهيز از گناه و شكر نعمت ، داراى دو مرحله است : يك مرحلهء آن وظيفهء همه مسلمانان و در واقع شرط ايمان است . و يك مرحلهء عالى دارد كه آميخته با پرهيز از مشتبهات و كوتاهى آرزوها است و اين در خور زاهدان و شايسته پيشگامان از اهل ايمان است .
نكته
زهد آن است كه امير باشيم نه اسير دنيا !
در خطبههاى نهج البلاغه دربارهء زهد در دنيا ، سخن بسيار آمده است . گاهى با همين واژهء زهد و گاه با عناوين و واژههاى ديگر . در آيات قرآنى نيز گرچه واژهء زهد
هامش
( 1 ) « مسفره » از مادّهء « سفور » ( بر وزن قبور ) در اصل به معناى پرده برداشتن و بىحجاب شدن است ، بنابر اين « مسفره » در خطبهء بالا به معناى دلائلى است كه نقاب از چهرهء حقيقت برمىدارد .