برابر نعمت ، و پارسايى در مقابل گناه است » أيّها النّاس ! الزّهادة « 1 » قصر الأمل ، و الشّكر عند النّعم ، و التّورّع عند المحارم .
توضيحى كه امام عليه السّلام با اين سه جمله دربارهء زهد مىفرمايد ، در برابر تفسيرهاى غلطى است كه از زهد مىشود و چه بسيارند كسانى كه هرگز معناى زهد را نفهميدهاند و خود را « زاهد » مىپندارند ! تصوّر مىكنند « زهد » تنها پوشيدن لباسهاى ساده ، يا عدم ورود در مسايل مهمّ اجتماعى و گوشهگيرى و جدايى از جامعه انسانى و بيگانگى نسبت به فعّاليّتهاى اقتصادى است ، در حالى كه هيچ يك از اينها دليل بر زهد نيست .
حقيقت « زهد » كه در برابر « رغبت » قرار دارد ، همان بىاعتنايى نسبت به مواهب مادّى است و يا به تعبير ديگر : « عدم وابستگى نسبت به دنيا و مظاهر دنيا مىباشد ، هر چند امكانات وسيعى در اختيار داشته باشد . » كسى كه نسبت به امور مادّى بىاعتنا است ، هرگز دنبال آرزوهاى دور و دراز نيست ( آرزوهاى دور و دراز مخصوص دنياپرستان است ) و كسى كه چنين است در برابر نعمتها سپاسگزار و در برابر گناهان خويشتندار است ، زيرا نعمتها ، او را به خود مشغول نمىدارد و از ياد خدا غافل نمىكند و گناهان ، دل و دين او را نمىربايند .
در كلمات قصار مولا عليه السّلام نيز ، تفسير ديگرى از زهد شده كه هر چند در ظاهر با اين تفسير متفاوت است ، ولى در واقع به يك معنا بازمىگردند ، مىفرمايد : « الزّهد كلّه بين كلمتين من القرآن : قال اللّه سبحانه :
« لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ »
و من لم يأس على الماضي و لم يفرح بالآتي فقد أخذ الزّهد بطرفيه ، تمام زهد در ميان دو جمله از قرآن است ، خداوند متعال مىفرمايد : « تا بر گذشته تأسّف نخوريد و نسبت به آينده شاد و دلبسته نباشيد . » بنابراين آن كس كه غم گذشته ( و
هامش
( 1 ) « زهادة » ( بر وزن شهادت ) به معناى بىاعتنايى به زرق و برق دنياست ، گاه در مورد افراد تنگنظر يا كج خلق نيز اين واژه به كار مىرود ، ولى معناى معروف و مشهور آن همان اوّل است و لازمهء آن كوتاهى آرزوها و پرهيز از گناه و مانند آن است .