تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
وليد را كه برادر خوانده او بود ، مجازات نكرد ، بلكه شهود را تحت تعقيب قرار داد ! آنها به خانهء عايشه پناه بردند و عثمان فرياد زد آيا سركشان عراقى را پناهگاهى جز خانهء عايشه نيست ؟ هنگامى كه عايشه اين سخنان را شنيد ، نعلين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را بر سر دست بلند كرد و گفت : « هنوز اين كفش كهنه نشده سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را پشت سرانداختيد ! » هنگامى كه اين سخنان به مردم رسيد عدّه‌اى به طرفدارى او و گروهى به حمايت از « عثمان » برخاستند ، تا آنجا كه در مسجد به جان هم افتادند و به زد و خورد پرداختند . هنگامى كه « عثمان » كشته شد ، « عايشه » خوشحال گشت ، امّا زمانى كه ديد حكومت در دست على عليه السّلام افتاد ، سخت ناراحت گشت و از آنجا كه على عليه السّلام سخت پايبند به عدالت بود و طبعا خواسته‌هاى عايشه انجام نمىشد ، كينهء آن حضرت را به دل گرفت . « طبرى » در تاريخ « الامم و الملوك » و « ابن سعد » در « طبقات » و « ابن اثير » در « كامل » مىنويسند : هنگامى كه خبر شهادت على عليه السّلام به او رسيد ، شادمان گشت و سجدهء شكر به جاى آورد و از خوشحالى اين شعر را بر زبان جارى كرد :
فألقت عصاها و استقرّ بها النّوى * كما قرّ عينا بالإياب المسافر
« عصاى خود را افكند و آرامش پيدا كرد - همانگونه كه انسان از بازگشت مسافر عزيزش شادمان مىشود » . اشاره به اينكه حالا نگرانىهاى من ، بر طرف شده و آرامش يافتم و از آن بالاتر اين كه از « ابن ملجم » با ابياتى تجليل كرد و چون اين سخن به گوش « زينب » دختر « امّ سلمه » رسيد ، به عايشه اعتراض كرد و او متوجّه شد كار زننده‌اى انجام داده و ظاهرا در مقام عذر خواهى برآمد و گفت : من فراموش كار شده‌ام ، هر وقت فراموش كردم به من تذكّر دهيد ! ( عايشه در آن زمان نزديك به 50 سال داشت ) . از عجائب زندگى عايشه تغيير موضع سريع و شديد او دربارهء « عثمان » است . به گفتهء « ابن ابى الحديد » هر كس در تاريخ و اخبار چيزى نوشته صريحا گفته است عايشه از سرسخت‌ترين دشمنان عثمان بوده ، او نخستين كسى بود كه عثمان را