تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
نخستين كسى كه بر عثمان ايراد گرفت تو بودى و تو بودى كه مىگفتى : « اقتلوا نعثلا فقد كفر ، نعثل را بكشيد كه كافر شده است » . عايشه گفت : « آرى ، ولى مردم نخست عثمان را توبه دادند و پس از توبه او را كشتند . من قبول دارم كه چنين سخنى را دربارهء او گفتم ، ولى الان مىگويم او مظلوم بود و اين سخن از سخن اوّل بهتر است ! » « 1 » شبيه همين معنا را « ابن اثير » در كتاب « كامل » نقل كرده است « 2 » . « بخارى » در « صحيح » خود داستان حسد ورزيدن عايشه نسبت به حضرت خديجه را نقل مىكند ، با اينكه خديجه قبل از ازدواج پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با عايشه ، از دنيا رفته بود . « 3 » داستان رسيدن عايشه در مسير راه خود ، به سوى بصره ، به يك آبادى به نام « حوئب » و سر و صداى سگ‌هاى آبادى ، معروف است ، در آنجا وقتى كه عايشه نام « حوئب » را شنيد ، به ياد سخنى افتاد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به عنوان هشدار به او گفته بود : « بترس ! از آن روزى كه به راهى مىروى كه سگ‌هاى « حوئب » در آنجا در اطراف تو سر و صداى زيادى خواهند كرد . » عايشه سخت نگران شد و تصميم گرفت از همانجا بازگردد ، ولى كسانى كه با اين كار سخت مخالف بودند ، پنجاه نفر از « اعراب » بيابانى آنجا را ديدند و قول پاداش به آنها دادند تا بيايند و شهادت دهند اين جا « حوئب » نيست ! « 4 » عايشه در شب سه شنبه 10 شوّال سال 57 يا 59 در مدينه از دنيا رفت و ابوهريره بر جنازهء او نماز خواند و او را در بقيع به خاك سپردند .
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ، جلد 3 ، صفحهء 477 ( از منشورات مؤسّسه اعلمى بيروت ) . ( 2 ) كامل ابن اثير ، جلد 3 ، صفحهء 206 ( طبع دار صادر ) . ( 3 ) صحيح بخارى ( جلد 5 ، صفحهء 47 ) در باب تزويج خديجه و فضايل او ، اين حديث را آورده است . ( 4 ) اين داستان را « ابن ابى الحديد » ، مشروحا در جلد 6 شرح نهج البلاغه خود ، صفحهء 225 ، آورده و « علّامه امينى » در « الغدير » جلد 3 از كتب متعدّدى از منابع اهل سنّت ، آن را نقل كرده است ( صفحه 188 به بعد ) .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 302 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي