تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
كذّب القرآن ، و استغنى عن الاستعانة باللّه في نيل المحبوب و دفع المكروه ) . ديگر اينكه : « تو با اين ادّعا مىخواهى ، كسانى كه به دستورت عمل مىكنند تو را ستايش كنند ، نه پروردگار خود را ! زيرا به گمان خود ، تو او را به ساعتى كه در آن به مقصود مىرسد و از زيان بر كنار مىماند ، هدايت كرده‌اى ! » ( و تبتغي في قولك للعامل بأمرك أن يوليك الحمد دون ربّه ، لأنّك - بزعمك - أنت هديته إلى السّاعة الّتي نال فيها النّفع ، و آمن الضّرّ ! ! ) . اين دو نتيجهء خطرناك و شرك‌آلود را كه امام عليه السّلام به ادّعاى آن منجّم نسبت مىدهد به خاطر نكتهء دقيقى است كه در مسألهء تفاوت ميان حالات نجوم و احكام نجوم - به اعتقاد منجّمان پيشين - نهفته است . توضيح اينكه : علم نجوم از قديم‌ترين ايّام در ميان بشر وجود داشته است . شايد كسانى كه قبل از تاريخ نيز زندگى مىكردند اطّلاعات و آگاهىهايى از نجوم داشتند ولى بعد از تاريخ و ظهور خطّ كه علوم « سابقين » از طريق نوشته‌ها به « لاحقين » رسيد و دامنهء علم گسترده شد ، علم نجوم مانند ساير علوم ، به سرعت پيشرفت كرد و نظامات خاصّى كه در ميان ستارگان آسمان و حركت سيّارات منظومهء شمسى و حركت گروهى و جمعى ستارگان ثوابت ، وجود داشت يكى بعد از ديگرى كشف شد و « تقويم » بر اساس حركت نجوم و ماه و خورشيد به وجود آمد . تقارن پاره‌اى از حركات نجومى ، با بعضى از حوادث زمينى ، كم‌كم سبب شد كه گروهى از منجّمان اعتقاد پيدا كنند كه حركات ستارگان در سرنوشت زمينيان مؤثّر است . اين پندار به قدرى گسترده شد كه تدريجا براى هر انسانى ستاره‌اى در آسمان قايل شدند و سرنوشت او را به حركات آن ستاره گره زدند و كم‌كم علم تازه‌اى به عنوان علم « احكام نجوم » در كنار علم « احوال نجوم » شكل گرفت . « احوال نجوم » تنها بر اساس مشاهدات و محاسباتى بود كه دربارهء حركات