شرح و تفسير
خطاهاى منجمان
همان گونه كه از بحثهاى گذشته روشن شد ، اين سخن در پاسخ مردى آمده است كه هنگام عزيمت امام عليه السّلام براى نبرد با خوارج ، امام را از حركت در آن ساعت معيّن نهى كرد و گفت : من از طريق « نجوم » مىدانم كه اگر در اين ساعت حركت كنى پيروز نخواهى شد ! امام عليه السّلام بر آشفت و با شدّت سخن او را نفى فرمود و پيامدهاى نادرست و خطرناك اين تفكّر را - كه نجوم و ستارگان مىتوانند در سرنوشت انسانها مؤثّر باشند - برشمرد ، هم به آن منجّم و هم به مردم در اين رابطه هشدار داد .
نخست مىفرمايد : « آيا گمان مىكنى كه مىتوانى به آن ساعتى رهنمون شوى كه اگر كسى در آن ساعت حركت كند ، با حادثهء بدى روبهرو نخواهد شد ؟ و از آن ساعت برحذر دارى كه هر كس در آن حركت كند زيان مىبيند ؟ ! » « أتزعم أنّك تهدي إلى السّاعة الّتي من سار فيها صرف عنه السّوء ؟ و تخوّف من السّاعة الّتي من سار فيها حاق « 1 » به الضّرّ ؟ » .
روشن است كه اين استفهام ، استفهام انكارى است ! يعنى هرگز از طريق « علم نجوم » چنين آگاهىهايى بدست نمىآيد .
سپس امام عليه السّلام در اين بخش از سخنانش به دو قسمت از پيامدهاى سوء اين اعتقاد اشاره كرده ، مىفرمايد : « كسى كه تو را در اين گفتار تصديق كند قرآن را تكذيب كرده و از يارى جستن از خدا در رسيدن به هدفهاى مطلوب ، و مصون ماندن از حوادث ناخوشايند ، خود را بىنياز مىپندارد » « فمن صدّقك بهذا فقد
هامش
( 1 ) « حاق » از مادّهء « حيق » ( بر وزن حيف ) به معناى فراگرفتن و برخوردن و نازل شدن و احاطه پيدا كردن است و در مورد نزول عذاب يا تأثير ضربات شمشير نيز به كار مىرود ، چرا كه در آن هم ، نوعى فراگيرى و احاطه وجود دارد . بعضى گفتهاند كه « حاق » در اصل از مادّهء « حقّ » به معناى تحقّق يافتن ، گرفته شده است كه « قاف » اوّل تبديل به « واو » و سپس تبديل به « الف » شده است .