نخست عرضه مىدارد : « بار خدايا ! آنچه تو از من به آن آگاهترى بر من ببخشاى و اگر بار ديگر به سوى آن بازگردم تو نيز آمرزش خود را بر من بازگردان ! » اللّهمّ اغفرلي ما أنت أعلم به منّي ، فإن عدت فعد علىّ بالمغفرة .
انسان فراموش كار ، مرتكب گناهان زيادى مىشود كه با گذشت زمان آنها را به فراموشى مىسپارد ، به گونهاى كه حتّى تقاضاى عفو و بخشش نمىكند و يا اين كه باز هم به سراغ آن مىرود ، بى آن كه توجّه داشته باشد كه پشت او از بار اين گناه سنگين است .
در چنين شرايطى بايد به درگاه خدا روى آورد و عرض كند : « تو به اعمال من از من ، آگاهترى . تو فراموش نكردهاى كه من مرتكب چه اعمالى شدهام » با اين نگاه اجمالى به گذشته ، از همهء آنها تقاضاى عفو و آمرزش مىكند و نيز تقاضا مىكند كه اگر به خاطر بىاعتنايى به گناه باز هم به سراغ آن برود ، خداوند او را مشمول عفو خود قرار دهد .
اين فراموشكارى دشمن سعادت انسان است و گاه مشكلات غير قابل جبرانى به بار مىآورد و بايد از آن به خدا پناه برد و از گناهان فراموش شده تقاضاى عفو و بخشش كرد . قرآن مجيد در اشاره به اين گونه گناهان تعبير لطيفى دارد ، مىفرمايد :
« يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا أَحْصاهُ اللَّهُ وَ نَسُوهُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ »
؛ در آن روز كه خداوند همه آنها را برمىانگيزد و از اعمالى كه انجام دادهاند با خبر مىسازد ، اعمالى كه خداوند حساب آن را نگهداشته و آنها فراموشش كردهاند و خداوند بر هر چيز شاهد و ناظر است . » « 1 » اين احتمال نيز در تفسير جملهء بالا از سوى جمعى از « شارحان نهج البلاغه » داده شده كه منظور از آن ، گناهانى است كه واقعا انسان از گناه بودن آن بىخبر است و يا اگر مىداند ، علم او بسيار كم رنگ است . طرفداران اين تفسير متوجّه اين اشكال
هامش
( 1 ) سورهء مجادله ، آيهء 6 .