به اين ترتيب در اين « هشت صفت » كه به دنبال صفات پنجگانهء بخش اوّل آمده ، سخن از اعمال خالص و صالحى است كه بتوان آنها را از آفات گوناگون حفظ كرد و براى روز رستاخيز ذخيره نمود .
اين سخن را با حديثى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله تكميل مىكنيم ، آنجا كه فرمود :
« يقول اللّه تعالى : و عزّتي و جلالي . . . لا يؤثر عبد هواه على هواى إلّا شتّتّ عليه أمره و لبّست عليه دنياه و شغلت قلبه بها و لم أعطه منها إلّا ما قدّرت له و عزّتي و جلالي . . . لا يؤثر عبد هواى على هواه إلّا استحفظته ملائكتي و كفّلت السّموات و الأرضين رزقه
، خداوند متعال مىفرمايد : سوگند به عزّت و جلالم ! . . . كه هيچ بندهاى خواست و هواى خويش را برخواست و هواى من مقدّم نمىدارد ، مگر اين كه كار او را پراكنده مىسازم و دنيايش را بر او مشتبه مىكنم و قلبش را به آن مشغول مىسازم و جز آنچه مقدّر كردهام ، به او نخواهم داد و سوگند به عزّت و جلالم ! . . . هيچ بندهاى خواست مرا بر خواست خودش مقدّم نمىشمرد ، مگر اين كه فرشتگانم را به حفظ او دستور مىدهم و آسمانها و زمينها را كفيل روزى او مىسازم . » « 1 » و سرانجام در آخرين بخش از سخنان امام عليه السّلام در اين خطبه ، كه به هفت وصف ديگر ، از صفات مؤمنان صالح و سعادتمند اشاره كرده ، چنين مىفرمايد : « كسى كه صبر و استقامت را مركب راهوار نجات خويش قرار دهد و تقوا را وسيلهء ( آرامش به هنگام ) وفاتش بشمرد ، در راه روشن گام نهد ، و جادّهء آشكار حق را ادامه دهد ، اين چند روز زندگى را غنيمت شمرد و پيش از آنكه اجلش فرا رسد خويش را آماده كند ، و از اعمال نيك توشه برگيرد . » جعل الصّبر مطيّة « 2 » نجاته ، و التّقوى عدّة وفاته .
هامش
( 1 ) كافى ، جلد 2 ، صفحه 335 .
( 2 ) « مطيّه » به معناى مركب راهوار و سريع السيرى است كه سركشى نمىكند ، و انسان را به بيراهه نمىكشاند .