ناگفته پيداست كه منظور از راهنما و منجى ، كه در اين جملهها به آن اشاره شده ، « پيامبر و امامان معصوم عليهم السّلام » است و كسانى كه از آنها سخن مىگويند و بسوى آنها دعوت مىكنند ، نه افراد بدعتگذارى كه خود را به عنوان « شيوخ تصوّف » نام نهادهاند كه آنها خودشان در تاريكى و ظلمات گام برمىدارند ، چه جاى اينكه بخواهند « خضر طريقت و راهنماى حقيقت » شوند .
تأثير احساس مراقبت الهى و ترس از گناه ، در ضبط نفس و مبارزهء با هوا و هوس و مقاومت در مقابل شهوات ، بر كسى پوشيده نيست .
سپس هنگامى كه مقدّمات حركت آماده شد و بار سفر را بست ، برنامههاى عملى شروع مىشود ، امام عليه السّلام در اين قسمت اضافه مىفرمايد : « آن كس كه اعمال خالصى از پيش فرستد و كارهاى نيك بجا آورد ، ذخيرهاى براى آخرت فراهم سازد و از گناهان بپرهيزد ، هدف را درست نشانهگيرى كند و ( در نتيجه ) كالاى گرانبهاى آخرت را به دست آورد ، با خواستههاى دل بجنگد و آرزوهاى نابجا را رها سازد . » ( قدّم خالصا ، و عمل صالحا ، اكتسب مذخورا ، و اجتنب محذورا ، و رمى غرضا « 1 » ، و أحرز عوضا . كابر « 2 » هواه ، و كذّب مناه ) .
امام عليه السّلام در اين بخش ، از صفات مؤمنان سعادتمند ، نخست روى عمل خالص و صالح تكيه فرموده است . همان گونه كه امام صادق عليه السّلام در تعريف آن مىفرمايد :
« همان عملى است كه انسان نمىخواهد احدى او را بر آن مدح كند جز خدا و معناى اخلاص در آيهء شريفهء :
« وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ »
« 3 » نيز
هامش
( 1 ) « غرض » ( بر وزن مرض ) به معناى هدفى است كه به هنگام تيراندازى آن را نشانهگيرى مىكنند و به معناى مقصود و حاجت نيز مىآيد ، ولى در روايتى « عرض » ( با عين بدون نقطه ) آمده است كه به معناى متاع زودگذر دنياست .
( 2 ) « كابر » از مادّهء « مكابره » به معناى منازعه و مبارزه مىباشد و گاه به منازعات علمى كه هدف از آن غلبهء بر طرف مقابل است ، نه تحقيق حقّ ، نيز گفته مىشود و در اينجا منظور همان معناى اوّل است .
( 3 ) سورهء بيّنه ، آيهء 5 .