در اين كه امام عليه السّلام در كجا با آنها مخاصمه و محاجّه مىكند ، در دنيا يا آخرت يا در هر دو ، ميان « مفسّران نهج البلاغه » گفتگو است . بعضى مانند « ابن ابى الحديد » « 1 » آن را اشاره به دادگاه عدل الهى در روز قيامت مىدانند و به حديث معروفى كه از آن حضرت نقل شده و فرمود :
« أنا أوّل من يجثو للحكومة بين يدى اللّه تعالى
، من نخستين كسى هستم كه در قيامت براى دادخواهى به پا مىخيزم » استناد جستهاند ، در حالى كه ظاهر تعبير خطبه ، ناظر به چنين معنايى نيست و لااقلّ محدود به آن نمىباشد ، بلكه ظاهر اين است كه امام عليه السّلام مىخواهد بفرمايد من هميشه با گروههاى پيمانشكن و ترديدكنندگان در دين الهى و آنها كه از دين خدا خارج شدهاند ، مخالف بوده و هستم و جنگهاى آن حضرت با « ناكثين » ( آتش افروزان جنگ جمل ) و « مارقين » ( خوارج نهروان ) و « قاسطين » ( سپاه غارتگر شام ) گواه بر اين معنا است .
به تعبيرى ديگر ، امام عليه السّلام مىفرمايد : « من مخالف مخالفان حقّم . اگر اين را عيب مىدانيد ، بر من خرده بگيريد » .
و در آخرين جملههاى اين خطبه ، براى تكميل اين بحث به نكتهء ديگرى اشاره كرده ، مىفرمايد : « آنچه مبهم است ، بايد در پرتو عرضه بر كتاب خدا روشن گردد ، و بندگان به آنچه در دل دارند ، جزا داده مىشوند » و على كتاب اللّه تعرض الأمثال « 2 » ، و بما في الصّدور تجازى العباد .
بسيارى از مفسّران « نهج البلاغه » اين تعبير را اشاره به آيهء 19 سورهء حج
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 6 ، صفحهء 170 .
( 2 ) « امثال » جمع « مثل » ( بر وزن عسل ) به معناى شبيه و مانند است و از آنجا كه امور مبهم ، جهات مختلفى دارد كه هر كدام - به نظر - شبيه ديگرى مىآيد واژهء « امثال » گاهى به معناى مبهمات و متشابهات به كار رفته است و مقصود در خطبهء بالا ، همين معنا است .