تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
تاريخ اسلام شد و از آنجا كه توده‌هاى مردم « عثمان » را مقصّر مىشناختند ، نه مستحقّ مرگ ، غالبا از قتل او ناراضى بودند ، به همين دليل گروههاى منحرف سياسى ، براى پيشبرد اهدافشان از قتل او دستاويزى براى كوبيدن مخالفان خود فراهم كردند و به اين ترتيب قتل « عثمان » به صورت وسيله‌اى براى تصفيه حساب‌هاى سياسى درآمد . « بنى اميّه » و در رأس آنها « معاويه » - كه به هنگام هجوم به خانهء « عثمان » خاموش بودند و نظاره‌گر ، در حالى كه « على عليه السّلام » ضمن توبيخ « عثمان » به خاطر اعمالش مردم را از كشتن او بازمىداشت و دفاع مىكرد و حتّى فرزندانش « امام حسن عليه السّلام » و « امام حسين عليه السّلام » را براى جلوگيرى از هجمهء عمومى به در خانهء « عثمان » فرستاد - بعد از كشته شدن او ، به عنوان خونخواهى « عثمان » بپاخاستند و از آن براى رسيدن به خلافت كه براى آن سالها مقدّمه‌چينى كرده بودند ، بيشترين بهره را گرفتند ، مخصوصا « معاويه » در « شام » كه نقطهء دور دستى از « مدينه » بود با شگردهاى مخصوص خودش ، توانست شاميان را فريب دهد و به آنها بباوراند كه من مدافع عثمان و « على عليه السّلام » آلودهء به خون « عثمان » است ! داستان پيراهن « عثمان » معروف است كه « معاويه » پيراهن خون آلود « عثمان » ( يا پيراهنى شبيه آن ) را بر در دروازهء شام آويزان كرده بود ، تا بدينوسيله مردم را بر ضدّ « على » عليه السّلام بسيج كند و گروه عظيمى از پيرمردان شام را تحريك كرد ، كه در مسجد در اطراف منبر به عزادارى و گريه و زارى براى « عثمان » مشغول شوند و احساسات مردم را از اين طريق برانگيزند . « على » عليه السّلام براى دفع اين تهمت ناروا و گمان بد و كنار زدن پرده‌هاى دروغ و تزوير و نيرنگ ، از طرق مختلف وارد شد و سخنان فراوانى در اين زمينه بيان فرمود كه يكى از آنها گفتار بالاست .