سپس در ادامهء همين سخن و براى تأكيد بيشتر مىفرمايد : « پند و اندرز الهى از گفتار من رساتر است ( ولى آنها به اندرزهاى الهى نيز گوش فرا نمىدهند ) » ( و لما وعظهم اللّه به أبلغ من لساني ) .
مگر آنها در قرآن مجيد نخواندهاند كه مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ »
؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد ، چرا كه بعضى از گمانها گناه است و ( در كار ديگران ) تجسّس نكنيد و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند . آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردهء خود را بخورد ، به يقين همهء شما كراهت از اين كار داريد ( غيبت كردن نيز دقيقا همين گونه است ) » « 1 » .
آرى آنها هر قدر جاهل و بىانصاف و حق نشناس باشند ، حدّاقل گوشهاى از اين فضايلى را كه در ميان همهء مسلمين شهرت داشته شنيدهاند ، پس چرا دست از اعمال نارواى خود بر نمىدارند .
آيا آنها اين سخن خداوند را نشنيدهاند كه مىفرمايد :
« وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً »
؛ و كسى كه خطا ، يا گناهى مرتكب شود سپس بىگناهى را متهم سازد ، بار بهتان و گناه آشكارى را بر دوش گرفته است « 2 » » . سپس امام به بيان نكتهء ديگرى مىپردازد و مىفرمايد : « من با مارقين ( آنان كه از دين خدا خارج شدهاند ) محاجّه مىكنم ( و مخالفت خود را با آنان آشكارا بيان مىنمايم ) و من دشمن آشتىناپذير پيمان شكنان و ترديد كنندگان ( در حقايق اسلام ) هستم . » نا حجيج « 3 » المارقين ، و خصيم النّاكثين و المرتابين .
هامش
( 1 ) سورهء حجرات ، آيهء 12 .
( 2 ) سورهء نساء ، آيهء 112 .
( 3 ) « حجيج » از مادّهء « حجّ » به معناى قصد چيزى كردن است و از آنجا كه انسان به هنگام گفتگو با دشمن خود ، قصد دارد بر او غلبه كند به اين كار « محاجّه » گويند . بنابراين « حجيج » به معناى كسى است كه در مقام مخاصمه با ديگرى برآيد .